اختتامیه جشنواره کن ۲۰۱۸: جایزه بهترین فیلم‌نامه برای جعفر پناهی

هفتاد و یکمین دورهٔ جشنواره فیلم کن از ۸ تا ۱۹ می ۲۰۱۸ در کن فرانسه برگزار شد. کیت بلانشت بازیگر استرالیایی ریاست هیئت‌داوران این دوره را بر عهده داشت.
کیت بلانشت با انتخاب به‌عنوان رئیس هیئت‌داوران جشنواره فیلم کن، دوازدهمین زنی است که این عنوان را از آن خود کرده است. بلانشت با صدور بیانیه‌ای در این باره اعلام کرد: من در طول سال‌ها در قالب‌های مختلفی در کن بوده‌ام از بازیگر تا تهیه‌کننده، در بخش مارکت و در بخش کالا و در بخش رقابتی، اما هرگز، لذت ناب تماشای گنجینه فیلم‌های بزرگ این جشنواره را نچشیده بودم.
کیت بلانشت همچنین گفت: ملاک انتخاب فیلم‌ها باید بر اساس سطح کیفی باشد نه جنسیت کارگردان. این بازیگر استرالیایی برنده اسکار در نشست خبری داوران هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن از حضور چشمگیر زنان در میان اعضای هیئت‌داوران رقابتی و همچنین افزایش زنان در هیئت انتخاب جشنواره به‌عنوان نشانه‌ای از تعهد جشنواره کن در لحاظ کردن همه سلیقه‌ها و نگاه‌ها یاد کرد اما اشاره‌ای داشت مبنی بر اینکه فرآیند انتخاب فیلم برای جشنواره باید بر اساس شایستگی باشد. بلانشت اذعان کرد جشنواره کن در پی پرداختن به موضوع نابرابری جنسیتی بوده و چند سال پیش تنها دو فیلم از کارگردانان زن در بخش رقابتی حضور داشتند اما اکنون کمیته انتخاب فیلم نسبت به گذشته از اعضای زن بیشتری بهره‌ می‌برد که مطمئناً در انتخاب فیلم‌های مؤثر هستند اما این چیزها قرار نیست یک‌شبه اتفاق بیافتد. مطمئناً من تمایل دارم زنان بیشتری در بخش رقابتی ببینم و امیدوارم این اتفاق در آینده روی دهد.دیشب در مراسم اختتامیه، جوایز هفتاد و یکمین جشنواره کن اعلام شد. مراسم در ساعت ۷:۱۵ به‌وقت محلی (۹:۴۵ به‌وقت تهران) آغاز شد و ادوارد بائر به‌عنوان مجری روی صحنه رفت. نخل طلای هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن به فیلم «دزدان فروشگاه» Kore-eda رسید و سینمای ژاپن برای پنجمین بار توانست جایزه اول این جشنواره معتبر سینمایی را به خانه ببرد.
در سالی که رقابت بین آثار بخش مسابقه برخلاف تصور اولیه تنگاتنگ بود و آثار فیلم‌سازان پیش از این ناشناخته با تحسین فراوان روبرو شد، نخل طلا به یک فیلم‌ساز ژاپنی رسید. سینمای ایران نیز به نسبت سال‌های گذشته حضور پررنگ‌تری داشت که پاداش آن، جایزه مشترک فیلم‌نامه برای «سه‌رخ» جعفر پناهی بود. ژان لوک گدار فیلم‌ساز پرآوازه و کهنه‌کار فرانسوی برای آخرین فیلمش نخل طلای افتخاری دریافت کرد. سینمای آسیا در این دوره جشنواره بسیار موفق بود و از میان یازده جایزه مراسم اختتامیه، شش جایزه ازجمله نخل طلا را از آن خود کرد. اصغر فرهادی اما بدون جایزه کن هفتاد و یکم را ترک کرد. کمتر پیش‌آمده فیلمی از فرهادی از یک جشنواره معتبر بین‌المللی دست‌خالی بیرون بیاید. رقابت مهم بعدی «همه می‌دانند» در فصل جوایز آمریکا و اسکار ۲۰۱۹ خواهد بود
جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه به خاطر فیلم «تمام این مخلوقات» All These Creatures به چارلز ویلیامز رسید.
دوربین طلایی بهترین فیلم اول به لوکاس دونت برای فیلم «دختر» Girl رسید این فیلم در بخش نوعی نگاه به نمایش در آمده بود. «دختر» در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن حضور داشت. در بخش نوعی نگاه جایزه بهترین فیلم به فیلم سوئدی «مرز»‌ Border ساخته علی عباسی کارگردان ایرانی‌تبار رسید.جایزه بهترین بازیگر زن به سامال یسلامووا بازیگر زن فیلم «آیکا» Ayka اهدا شد. «آیکا»‌ را سرگئی دوورتسووی سینماگر قزاقستانی کارگردانی کرده است.
جایزه بهترین فیلم‌نامه به آلیس رو واچر برای نگارش فیلم‌نامه «شاد مثل لازارو» Happy as Lazzaro و جعفر پناهی و نادر ساعی‌ور برای فیلم «سه رخ» به‌صورت مشترک اهدا شد. دختر جعفر پناهی با تشکر از هیئت‌داوران و دبیر جشنواره فیلم کن تشکر کرد و نامه جعفر پناهی را قرائت کرد. پناهی در این نامه یاد عباس کیارستمی را گرامی داشت و ابراز تأسف کرد که امروز عباس کیارستمی حضور ندارد. جعفر پناهی در پیامش گفت: اگر امشب عباس کیارستمی بود در کنار هم به تماشای این مراسم نشسته بودیم.
تبریک اصغر فرهادی به جعفر پناهی:
جعفر عزیز تبریک بسیار به شما و گروه نازنینت تلاش همیشگی‌ات ستودنی‌ست برقرار باشی.جایزه بهترین کارگردانی به پاول پاولیکوفسکی برای فیلم «جنگ سرد» Cold War اهدا شد. پاول پاولیکووسکی لهستانی که قبلاً با «ایدا» اسکار را به دست آورده بود، حالا با «جنگ سرد» جایزه بهترین کارگردانی را هم از کن دریافت کرد.
جایزه بهترین بازیگر مرد به مارچلو فونته برای بازی در فیلم «داگمن» Dogman ساخته متئو گارونه اهدا شد. روبرتو بنینی کارگردان و بازیگر شهیر ایتالیایی اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد را بر عهده داشت.
نخل طلای افتخاری جشنواره فیلم کن به ژان لوک گدار برای ساخت فیلم «کتاب تصویر» اهدا شد.
جایزه ویژه هیئت‌داوران به نادین لبکی فیلم‌ساز لبنانی برای فیلم «کفرناحوم» Capernaum اهدا شد.
جایزه بزرگ هیئت‌داوران جشنواره فیلم کن به اسپایک لی برای فیلم «بلک کلنزمن» BlacKkKlansman اهدا شد.اولین نمایش فیلم «بلک کلنزمن» در جشنواره کن با شش دقیقه تشویق ایستاده حاضران در سالن لومیر جشنواره همراه شد. جدیدترین ساخته اسپایک لی که روایتگر داستان واقعی یک افسر پلیس در دهه ۱۹۷۰ میلادی به نام ران استالورث است که توانست به گروه نژادپرست “کو کلاکس کلان” آمریکا نفوذ می‌کند به‌عنوان یکی از فیلم‌های بخش رقابتی جشنواره کن به روی پرده رفت و با استقبال مخاطبان همراه شد. اسپایک لی بعد از یک‌عمر فیلم‌های منتقدانه بالاخره موفق‌ترین اثر عمرش را ساخت. نکته جذاب درباره «بلک کلنزمن» جردن پیل است که بعد از «برو بیرون» حالا در مقام تهیه‌کننده هم مدعی است.مستند «جاده سامونی» به کارگردانی استفانو ساوونا که یکی از فیلم‌های حاضر در بخش “دو هفته کارگردانان” کن بود، به سبب سبک هوشمندانه فیلم‌سازی، فاصله مناسب در زاویه دید روایت داستان، نگاهی حساس و استفاده درخشان از انیمیشن در قدرت بخشیدن به داستان‌گویی به‌عنوان برنده جایزه “چشم طلایی” بهترین مستند از هفتاد ویکمین جشنواره فیلم کن شد. فیلم-انیمیشن «جاده سامونی» روایتگر کشتار ۲۹ فلسطینی در سال ۲۰۰۹ میلادی است.
لیست کامل برندگان به شرح زیر است:

COMPETITIONPalme d’Or: “Shoplifters,” Hirokazu Kore-eda

Grand Prix: “BlacKkKlansman,” Spike Lee

Director: Pawel Pawlikowski, “Cold War

Actor: Marcello Fonte, ”Dogman

Actress: Samal Yeslyamova, “Ayka

Jury Prize: Nadine Labaki, “Capernaum

Screenplay — TIE: Alice Rohrwacher, “Happy as Lazzaro” AND Jafar Panahi, Nader Saeivar, “۳ Faces

Special Palme d’Or: Jean-Luc Godard

OTHER PRIZESCamera d’Or: “Girl,” Lukas Dhont

Short Films Palme d’Or: “All These Creatures,” Charles Williams

Short Films Special Mention: “On the Border,” Shujun Wei

Golden Eye Documentary Prize: TBA

Ecumenical Jury Prize: “Capernaum,” Nadine Labaki

Ecumenical Jury Special Mention: “BlacKkKlansman,” Spike Lee

Queer Palm: “Girl,” Lukas Dhont

UN CERTAIN REGARDUn Certain Regard Award: Ali Abbasi, “Border

Best Director: Sergei Loznitsa, “Donbass

Best Performance: Victor Polster, “Girl

Best Screenplay: Meryem Benm’Barek, “Sofia

Special Jury Prize: João Salaviza & Renée Nader Messora, “The Dead and the Others

DIRECTORS’ FORTNIGHTArt Cinema Award: “Climax” (Gaspar Noé

Society of Dramatic Authors and Composers Prize: “The Trouble With You” (Pierre Salvadori

Europa Cinemas Label: “Lucia’s Grace (Gianni Zanasi

Illy Short Film Award: “Skip Day” (Patrick Bresnan, Ivete Lucas

CRITICS’ WEEKGrand Prize: “Diamantino” (Gabriel Abrantes, Daniel Schmidt

Society of Dramatic Authors and Composers Prize: “Woman at War” (Benedikt Erlingsson

GAN Foundation Award for Distribution: “Sir”

Louis Roederer Foundation Rising Star Award: Felix Maritaud, “Sauvage.

Short Film: “Hector Malot – The Last Day Of The Year” (Jacqueline Lentzou

FIPRESCICompetition: “Burning,” (Lee Chang-dong

Un Certain Regard: “Girl,” (Lukas Dhont

Directors’ Fortnight/Critics’ Week: “One Day” (Zsófa Szilagyi

CINÉFONDATIONFirst Prize: “The Summer of the Electric Lion,” Diego Céspedes

Second Prize — TIE: “Calendar,” Igor Poplauhin AND “The Storms in Our Blood,” Shen Di

Third Prize: “Inanimate,” Lucia Bulgheroni
همچنین بخوانید:
جدیدترین فیلم لی چانگ دونگ، Burning در کن پرحرارت و درخشان ظاهر شد
معرفی و بررسی The Image Book یکی از فیلم‌های شرکت‌کننده در جشنواره کن ۲۰۱۸
بررسی Woman at War: فیلم موفق جشنواره کن امسال

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

جدیدترین فیلم لی چانگ دونگ، Burning در کن پرحرارت و درخشان ظاهر شد

لی چانگ دونگ Lee Chang-dong کارگردان و نویسنده اهل کره‌ای جنوبی، امسال بازگشت پرشور و درخشانی به بخش رقابت جشنواره کن داشته.
فیلم قبلی او «شاعری» Poetry، برایش جایزه بهترین فیلم‌نامه را در جشنواره کن سال ۲۰۱۰ به ارمغان آورد. حالا پس از ۸ سال، او با فیلم «سوختن» Burning، ششمین فیلم بلندش، به کن بازگشته است. فیلم‌نامه‌ی فیلم با برداشتی از داستان کوتاهی به نام barn burning، نوشته نویسنده شهیر ژاپنی، هاروکی موراکامی haruki murakami، نوشته شده است.
داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام جونگسو (با بازی یو آه این Yoo Ah-in) است که به شکلی اتفاقی با دوست دوران کودکی‌اش، هائمی (با بازی جئون جونگ سو Jun Jong-seo) برخورد می‌کند. هائمی به او می‌گوید که به آفریقا می‌رود و از او درخواست می‌کند که در طولی زمانی که در سفر است از گربه‌اش مراقبت کند… هائمی با دوستی به نام بن (با بازی استیون ین Steven Yeun ) به خانه برمی‌گردد که در سفر با او آشنا شده. یک روز بن درباره‌ی گذشته آزار دهنده و سوزانش با جونگسو صحبت می‌کند… خشمی سوزان در حال به خروش آمدن زیر شعله‌های آتش است. لی چانگ دونگ در «سوختن» به شکل ضمنی تمام خشم‌های جوانی خود را بیان می‌کند:
“جوانان در کره به شکل وحشتناکی در رنج هستند، به خصوص به دلیل بیکاری. آن‌ها امید به پیشرفت در وضعیتشان را از دست داده‌اند و ندانستن این که این خشم را باید متوجه چه چیز یا چه کسی بکنند، آن‌ها را کاملاً ناتوان کرده است “.
تمام کردن این فیلم برای لی چانگ دونگ و دیگر فیلم‌نامه‌نویس این فیلم، اُه جونگ می Oh Jung-mi، هشت سال به طول انجامید. فرایند کار آن‌ها پر از وسواس و سختگیری بود. این پروژه با برخورد تصادفی با یک متن به وجود آمد؛ “سوزندان انبار “ نوشته هاروکی موراکامی که این‌طور توصیفش کرده بودند: “داستانی که در آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد “. البته هیچ چیز، به جز رمز و راز و یک دامنه سینمایی گسترده.
بنابراین چالش آن‌ها این بود که این داستان کوتاه را به یک داستان گسترده‌تر و پیچیده‌تر تبدیل کنند اما به حل تمام رازها نپردازند. لی چانگ دونگ در این داستان، تمثلی از جامعه مدرن را می‌بیند، دنیایی که در آن چیزی اشتباه است اگرچه دقیقاً نمی‌توانید بگویید که آن چیست. او درباره‌ی “یک رقص در جستجوی معنای زندگی ” صحبت می‌کند و این صحبت هم برای کره‌ای‌ها است و هم برای بقیه‌ی جهان.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

۲۵ کارگردان با بالاترین میزان دستمزد در دنیا

فیلم «بازیکن شماره یک آماده» Ready Player One اثر جدید استیون اسپیلبرگ، در فروش جهانی‌اش سابقه درآمد این کارگردان را تا ۱۰ میلیارد دلار افزایش داد و او را در مقام اول بالا بودن میزان دستمزد میان سایر کاگردان‌ها نشاند. در این مقاله به پرفروش‌ترین فیلم‌های ۲۵ کارگردان از سراسر دنیا با بیشترین میزان دستمزد نگاهی می‌اندازیم.

۱. استیون اسپیلبرگ
Steven Spielbergمجموع دستمزد: ۱۰ میلیارد و ۴۳۱ میلیون دلار
«پارک ژوراسیک» Jurassic Park، «ای.تی موجود فرازمینی» E.T. the Extra-Terrestrial و «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull از موفق‌ترین فیلم‌های او هستند.

۲. پیتر جکسون
Peter Jacksonمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۵۶۳ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های جکسون شامل: «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» The Lord of the Rings: The Return of the King، «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» The Hobbit: An Unexpected Journey و «هابیت: برهوت اسماگ» The Hobbit: The Desolation of Smaug می‌شود.

۳. مایکل بی
Michael Bayمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۴۴۴ میلیون دلار
مجموعه فیلم‌های تبدیل‌شوندگان مثل «تبدیل‌شوندگان: نیمه تاریک ماه» Transformers: Dark of the Moon، «تبدیل‌شوندگان: عصر انقراض» Transformers: Age of Extinction و «تبدیل‌شوندگان: انتقام شکست‌خوردگان» Transformers: Revenge of the Fallen از پرمخاطب‌ترین فیلم‌های مایکل بی هستند.

۴. جیمز کامرون
James Cameronمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۲۲۹ میلیون دلار
۳ تا از موفق‌ترین فیلم‌های این کارگردان کانادایی شامل «آواتار» Avatar، «تایتانیک» Titanic و «ترمیناتور ۲: روز داوری» Terminator 2: Judgement Day می‌شود.

۵. دیوید ییتس
David Yatesمجموع دستمزد: ۵ میلیارد و ۳۳۲ میلیون دلار
این کارگردان انگلیسی فیلم‌های موفق «هری پاتر و یادگاران مرگ (قسمت ۱ و ۲)» Harry Potter and the Deathly Hallows، «هری پاتر و محفل ققنوس» Harry Potter and the Order of the Phoenix و «هری پاتر و شاهزاده دورگه» Harry Potter and the Half-Blood Prince را ساخته است.

۶. کریستوفر نولان
Christopher Nolanمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۷۰۳ میلیون دلار
رتبه ششم این جایگاه متعلق به کارگردان انگلیسی دیگری است که فیلم‌های پرفروش «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» The Dark Knight Rises، «شوالیه تاریکی» The Dark Knight و «تلقین» Inception را کارگردانی کرده است.

۷. رابرت زمیکس
Robert Zemeckisمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۳۱۵ میلیون دلار
کارگردان فیلم‌های موفق «فارست گامپ» Forrest Gump، «دورافتاده» Cast Away و «بازگشت به آینده» Back to the Future کسی نیست جز رابرت زمیکس.

۸. ریدلی اسکات
Ridley Scottمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۱۲۲ میلیون دلار
کارگردان پرآوزه انگلیسی ساخت فیلم‌های موفق «مریخی» The Martian، «گلادیاتور» Gladiator و «پرومته» Prometheus را در کارنامه هنری خود دارد.

۹. کریس کلمبوس
Chris Columbusمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۹۲ میلیون دلار
«هری پاتر و سنگ جادو» Harry Potter and the Sorcerer’s Stone، «هری پاتر و تالار اسرار» Harry Potter and the Chamber of Secrets و «تنها در خانه» Home Alone از مطرح‌ترین فیلم‌های ساخته کریس کلمبوس هستند.

۱۰. تیم برتون
Tim Burtonمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۵۹ میلیون دلار
رتبه دهم این لیست متعلق به کارگردان پرتخیل «آلیس در سرزمین عجایب» Alice in Wonderland، «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی» Charlie and the Chocolate Factory و «بتمن» Batman است.

۱۱. ران هاوارد
Ron Howardمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۸۹۸ میلیون دلار
«رمز داوینچی» The Da Vinci Code، «فرشتگان و شیاطین» Angels & Demons و «آپولو ۱۳» Apollo 13 از مهم‌ترین فیلم‌های هاوارد محسوب می‌شوند.

۱۲. رونالد امریش
Roland Emmerichمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۸۶۴ میلیون دلار
می‌توان از «روز استقلال» Independence Day «۲۰۱۲ و «روز پس از فردا» The Day After Tomorrow به عنوان مهم‌ترین فیلم‌های این کارگردان آلمانی نام برد.

۱۳. پی‌یر کافین
Pierre Coffinمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۷۲۰ میلیون دلار
کارگردان و انیماتور فرانسوی فیلم‌های مطرح «مینیون‌ها» Minions، «من نفرت‌انگیز ۳» Despicable Me 3 و «من نفرت‌انگیز ۲» Despicable Me 2 را ساخته است.

۱۴. گور وربینسکی
Gore Verbinskiمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۶۶۵ میلیون دلار
«دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده» Pirates of the Carribean: Dead Man’s Chest، «دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان» Pirates of the Carribean: At World’s End و «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» Pirates of the Carribean: The Curse of the Black Pearl از پرفروش‌ترین فیلم‌های این کارگردانی آمریکایی هستند.

۱۵. جی. جی. آبرامز
J. J. Abramsمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۵۶۷ میلیون دلار
موفق‌ترین فیلم‌های آبرامز شامل: «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» Star War: The Force Awakens، «پیشتازان فضا به سوی تاریکی» Star Trek Into Darkness و «مأموریت غیرممکن ۳» Mission: Impossible III می‌شود.

۱۶. جرج لوکاس
George Lucasمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۴۵۹ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های لوکاس عبارتند از: «جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح» Star Wars: Episode I – The Phantom Menace، «جنگ ستارگان اپیزود سوم: انتقام سیت» Star Wars: Episode III – Revenge of the Sith و «جنگ ستارگان اپیزود دوم: جمله کلون‌ها» Star Wars: Episode II – Attack of the Clones.

۱۷. فرانسیس لارنس
Francis Lawrenceمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۳۴۸ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های لارنس «عطش مبارزه: اشتعال» The Hunger Games: Catching Fire، «عطش مبارزه: زاغ مقلد بخش ۱» The Hunger Games: Mockingjay – Part 1 و «عطش مبارزه: زاغ مقلد بخش ۲» The Hunger Games: Mockingjay – Part 2 هستند.

۱۸. سم ریمی
Sam Raimiمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۳۰۸ میلیون دلار
سه‌گانه‌های اسپایدرمن از آثار ریمی هستند و «اسپایدرمن ۳» Spider-Man 3، «اسپایدر من» Spider-Man و «اسپایدرمن ۲» Spider-Man 2 از پرفروش‌ترین‌های آنها به حساب می‌آیند.

۱۹. زک اسنایدر
Zack Snyderمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۱۶۳ میلیون دلار
موفق‌ترین آثار اسنایدر فیلم‌های «بتمن در برابر سوپرمن: طلوع عدالت» Batman V Superman: Dawn of Justice، «مرد پولادین» Man of Steel و «لیگ عدالت» Justice League هستند.

۲۰. کلینت ایستوود
Clint Eastwoodمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۹۷ میلیون دلار
جایگاه بیستم این لیست متعلق به ایستوود، کارگردان فیلم‌های پرفروش «تک‌تیرانداز آمریکایی» American Sniper، «گرن تورینو» Gran Torino و «سالی» Sully است.

۲۱. کارلوز سالدانیا
Carlos Saldanhaمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۴۳ میلیون دلار
کارگردان و نقاش اهل برزیل فیلم‌های پرفروش «عصر یخبندان: ظهور دایناسورها» Ice Age: Dawn of the Dinosaurs، «عصر یخبندان: ذوب» Ice Age: The Meltdown و «ریو ۲» Rio 2 را در کارنامه هنری خود دارد.

۲۲. جاس ویدون
Joss Whedonمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۹۷۲ میلیون دلار
«انتقام‌جویان مارول» Marvel’s The Avengers، «انتقام‌جویان: عصر اولتران» Avengers: Age of Ultron و «سرنتی» Serenity از موفق‌ترین آثار ویدون هستند.

۲۳. برایان سینگر
Bryan Singerمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۸۱۳ میلیون دلار
فیلم‌های پرفروش «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» X-Men: Days of Future Past، «مردان ایکس: آپوکالیپس» X-Men: Apocalypse و «ایکس ۲: مردان متحد» X2: X-Men United در لیست آثار موفق سینگر قرار دارند.

۲۴. اندرو استنتون
Andrew Stantonمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۷۷۴ میلیون دلار
استنتون موفق به ساخت انیمیشن‌های پرفروش «در جستجوی دوری» Finding Dory، «در جستجوی نمو» Finding Nemo و «والی-‌ئی» WALL-E شده است.

۲۵. ام. نایت شیامالان
M. Night Shyamalanمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۷۷۱ میلیون دلار
نفر آخر در این لیست کارگردان آمریکایی-هندی است که فیلم‌های پرفروش «حس ششم» The Sixth Sense، «نشانه‌ها» Signs و «آخرین هواشکن» The Last Airbender را ساخته است.
این مقاله برگرفته از نوشته زاک شارف Zack Sharf در سایت indiewire است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت دوم

دو قسمت اول سری «پدرخوانده» Godfather ساخته فرانسیس فورد کوپولا Francis Ford Coppola در میان بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان قرار دارند. این سه‌گانه حماسی داستان ظهور، صعود و سقوط خانواده کورلئونه را به تصویر می‌کشد و در این مسیر تصویری عمیق و مبهوت‌کننده از زندگی آمریکایی را به تصویر می‌کشد. در عین حال داستانی شگفت‌انگیز درباره خانواده، جرم و جنایت و دنیای مافیایی است.
اما در حالی که دیدن این فیلم‌ها بسیار هیجان‌انگیز است، داستان‌های ساخت و پشت‌صحنه آن نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز و جذاب است. همان‌طور که با هم به درون حقایق ناگفته سه‌گانه پدرخوانده شیرجه می‌زنیم؛ دوستانتان را نزدیک نگه دارید و دشمنانتان را نزدیک‌تر.
حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

ـ کوپولا قصد ساختن هیچ دنباله‌ای را نداشتدر این زمانه‌ی دنباله‌ها، بازسازی‌ها و اقتباس‌ها، مردم اغلب حسرت دوران شکوه سینما را می‌خورند؛ اما حتی در دهه ۷۰، بهترین دهه هالیوود، هم این ماشین فیلم‌سازی تنها به پول‌سازی علاقه داشت. درنتیجه وقتی «پدرخوانده» تبدیل به یک موفقیت بزرگ شد و نقدهای خوب و فروش عالی به دست آورد، سران پارامونت به شدت خواهان یک دنباله برای فیلم شدند. با این حال راضی کردن فرانسیس فورد کوپولا به بازگشت کمی سخت و پیچیده بود.
به خاطر تمام مشکلات و سختی‌های که ساخت «پدرخوانده ۱» را دربر گرفته بود، کوپولا مطمئن نبود که دوباره بخواهد وارد همان دردسرهای قبلی شود. او به همچنین نگران بود که این دنباله شکست بخورد و موفقیت شاهکار اصلی‌اش را خدشه‌دار کند و شاید مهم‌تر از همه، کوپولا واقعاً علاقه‌ای به ساخت یک فیلم عظیم دیگر نداشت. در عوض او می‌خواست بر روی پروژه‌های شخصی‌اش تمرکز کند؛ اما سران پارامونت حاضر نبودند جواب نه را قبول کنند و ” پیشنهادی دادن که اون نتونه… خوب، میدونین که “.
در ابتدا آن‌ها از کوپولا خواستند که تهیه‌کنندگی فیلم را به عهده بگیرد. حتی به او اجازه دادند که خودش کارگردان را انتخاب کند. کوپولا موافقت کرد و مارتین اسکورسیزی Martin Scorsese پیشنهاد داد اما مدیران استودیو گفتند که اسکورسیزی ” یک انتخاب بد و ترسناک “ است. درنهایت پارامونت برگ برنده خود را رو کرد؛ به کوپولا پیشنهاد یک میلیون دلار کرد. با این پول، کوپولا می‌توانست بالاخره بر روی ساخت فیلم‌های خود تمرکز کند. اضافه بر این دستمزد، کوپولا استودیو را متقاعد کرد که بر روی فیلم جدیدش «مکالمه» The Conversation نیز سرمایه‌گذاری کنند و به او اجازه دهند که بر روی پروژه دیگرش نیز کار کنند، مانند نوشتن فیلم‌نامه «گتسبی بزرگ» The Great Gatsby در ۱۹۷۴٫
این معامله واقعاً بهتر از آن بود که بتوان رد کرد و درست هنگامی که کوپولا فکر می‌کرد که از این کار خارج شده، آن‌ها دوباره او را به بازی برگرداندند.
ـ رابرت دنیرو را از همان ابتدا می‌خواستندتاریخ سینما پر از “اگر می‌شد چه؟” است بخصوص وقتی پای «پدرخوانده» در میان باشد. هنگام انتخاب بازیگر برای فیلم اول، کوپولا برای هر نقش یک لیست از بازیگران پتانسیل دار داشت. به عنوان مثال برای نقش ویتو کورلئونه، براندو Brando و لارنس اولویه Laurence Olivier را در نظر داشت و برای نقش مایکل کورلئونه علاوه بر پاچینو Pacino، داستین هافمن Dustin Hoffman، مارتین شین Martin Sheen و مایکل پارکس Michael Parks را هم در ذهن داشت. از سوی دیگر استودیو ترجیح می‌داد کسی مثل ارنست بورگناین Ernest Borgnine نقش دون ویتو را بازی کند و برای نقش مایکل، رابرت ردفورد Robert Redford یا رایان اونیل Ryan O’Neal را ترجیح می‌داد؛ اما در میان تمام این احتمالات که انتخاب نشدند آنکه بیش از همه به بازی در این فیلم نزدیک شد رابرت دنیرو Robert De Niro بود.
بعد از این که او را برای نقش مایکل در نظر گرفته بود، کوپولا از او خواست که در نقش سانی برادر بزرگ‌تر پرجوش و خروش مایکل آدیشن دهد. طبق گفته‌ی کوپولا دنیرو در این نقش “تماشایی “ بود اما او سانی را به عنوان یک قاتل به نمایش گذاشت. این نقش درنهایت به جیمز کان James Caan رسید. (این در واقع یک مصالحه بود. پارامنت تنها در صورتی موافقت می‌کرد که پاچینو نقش مایکل را بازی کند که کوپولا٬ کان را به عنوان سانی انتخاب کند. درنهایت همه برنده شدند و کان نقش سانی را به زیبایی هرچه تمام‌تر ایفا کرد).
اما در رابطه با رابرت دنیرو، هنگامی که کوپولا پرفورمنس فوق‌العاده او را در فیلم «خیابان‌های پایین‌شهر» Mean Streets مارتین اسکورسیزی دید، او را برای «پدرخوانده ۲» و در نقش ویتو کورلئونه جوان انتخاب کرد. از آنجایی که این کاراکتر به زبان سیسیلی صحبت می‌کرد، دنیرو با رفتن به سیسیل و تمرین این زبان و لهجه، تعهد خود را اثبات کرد. درنهایت، تلاش‌های او جواب داد و دنیرو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را از آن خود کرد و این دنیرو و براندو را تبدیل به تنها دونفری کرد که برای ایفای یک نقش جایزه اسکار را بردند.
ـ «پدرخوانده ۳» تقریباً یک فیلم بسیار متفاوت بودبرخی می‌گویند این فیلم آشغال است. برخی دیگر می‌گویند این فیلم بشدت دست کم گرفته شده است. حالا نظر شما هرکدام از این‌ها که باشد، همه ما می‌توانیم توافق کنیم که «پدرخوانده ۳» ضعیف‌ترین فیلم این سه‌گانه است. قسمت آخر درباره مایکل کورلئونه‌ی مسن است که سعی دارد زندگی درستی را در پیش بگیرد و خلاف را کنار بگذارد اما دوباره و به‌زور به دنیای زیرزمینی کشیده می‌شود. این داستان را با یک رسوایی بانکی، یک شرکت املاک و چند نظریه توطئه‌ی کاتولیکی مخلوط کنید؛ «پدرخوانده ۳» آماده است.
اما اگر پارامونت زودتر از این حرف‌ها می‌توانست حرفش را به کرسی بنشاند این فیلم از این هم دیوانه‌وارتر می‌شد. پارامونت که دوست داشت پول بیشتری از «پدرخوانده» دربیاورد از کوپولا خواست که فیلم سوم را کارگردانی کند. کوپولا این درخواست را رد کرد که کاملاً قابل درک است و گفت که داستان فیلم تمام شده. مدیران استودیو شروع به گشتن برای جایگزین او کردند و هم‌زمان شروع به مرتب‌سازی فیلم‌نامه‌ها کردند. نزدیک به ۱۸ فیلم‌نامه برای قسمت سوم نوشته شده بود و همه چرخش‌های بزرگ و دیوانه‌واری در طرح داستان داشتند. در یکی از ورژن‌ها کانی کورلئونه مایکل را مسموم کرده می‌کشد. در یکی دیگر مایکل با شلیک به سرش خود را می‌کشد. در فیلم‌نامه‌ای دیگر مافیا با سی‌آی‌ای همکاری می‌کند تا یک قاچاقچی بزرگ مواد را ترور کند و الا آخر…
عجیب‌تر از همه این‌ها، پارامونت به سیلوستر استالون Sylvester Stallone پیشنهاد کارگردانی این فیلم را می‌دهد. به همچنین آن‌ها می‌خواستند این ستاره فیلم «راکی» Rocky  فیلم‌نامه فیلم را هم بنویسد و در آن بازی نیز بکند. حتی جایی در میانه راه به ادی مورفی Eddie Murphy هم پیشنهاد‌هایی داده شد؛ اما تمام ایده‌های مسخره هنگامی که کوپولا نهایتاً تصمیم به کارگردانی کار گرفت، ناپدید شد. دوباره کوپولا برای استودیوی ورشکسته‌اش نیازمند به پول شده بود، درنتیجه کار بر روی آخرین فیلم «پدرخوانده» خود را آغاز کرد با امید اینکه یک‌بار برای همیشه بر این حماسه کورلئونه پایان ببخشد.
ـ این سه‌گانه به‌واسطه‌ی یک قتل واقعی خدشه‌دار شدبا اینکه سوفیا کاپولا Sofia Coppola یک کارگردان با استعداد است اما شکی نیست که ایفای نقشش به عنوان ماری کورلئونه در «پدرخوانده ۳» افتضاح است. در حالی که مقصر دانستن پدرش بسیار وسوسه کننده است اما سوفیا کوپولا اولین انتخاب کوپولا نبوده است. در واقع آقای کارگردان هنرپیشه‌های مختلفی را برای این نقش در نظر داشته از جمله جولیا رابرتز Julia Roberts و مدونا Madonna تا اینکه ربه‌کا شیفیر Rebecca Schaeffer را که یک ستاره جدید و نو ظهور بود را برای این نقش انتخاب می‌کند.
متأسفانه و به شکل غم‌انگیزی در حالی که او برای آدیشنش آماده می‌شد توسط یکی از هوادارانش به نام رابرت جان باردو Robert John Bardo که به‌طور بیمارگونه‌ای به او علاقه داشت و از سه سال قبل در تعقیب او بود، در جلوی درب منزلش به ضرب گلوله کشته می‌شود. با این که این اتفاق بشدت ناراحت کننده بود اما ساخت فیلم باید ادامه پیدا می‌کرد.
بعد از آن کوپولا این نقش را به وینونا رایدر Winona Ryder دارد. او که تازه بازی در سه فیلم را به صورت پشت سر هم و بدون وقفه تمام کرده بود بشدت خسته بود و دچار عفونت تنفسی و تب ۱۰۴ درجه شد و از آنجایی که او بیمارتر از آن بود که بتواند در فیلم بازی کند، کوپولا درنهایت این نقش را به دختر ۱۸ ساله خود می‌دهد.
این کار در واقع به شکل غریبی مناسب بود؛ سوفیا پیش از این نیز در دو فیلم اول حضور داشت. او در فیلم اول نقش برادرزاده تازه متولد شده مایکل را بازی کرده بوده و در فیلم دوم هم به عنوان یک مهاجر ایفای نقش کرده بود. با بازیش در فیلم سوم او تبدیل یکی از معدود هنرپیشه‌های زنی شد که در هر سه فیلم «پدرخوانده» حضور داشته. فقط خیلی بد شد که او بازیگر بدی بود و نمی‌توانست واقعاً بازی کند.حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

۱۲ فیلم جدیدی که با اقتباس از رمان‌های معروف ساخته شده‌اند

دنیای فیلم‌ و سینما همیشه امکانات بیشتری برای به تصویر کشیدن تخیل داستان‌ها داشته و تعداد فیلم‌هایی که با اقتباس از کتاب‌های معروف ساخته شده‌اند نیز کم نیستند. گاهی اختلاف‌هایی میان کتاب‌‌خوان‌ها و فیلم‌بین‌ها بر سر این‌گونه فیلم‌ها به وجود می‌آید. برخی اوقات نیز شاهد چندین نسخه سینمایی از داستان یک کتاب می‌شویم؛ اما جذابیت کلی این سبک از فیلم‌سازی برای فیلم‌سازها همچنان پابرجاست و مخاطبان خاص خودش را نیز دارد.
امسال هم ۱۲ فیلم جدید که با اقتباس از کتاب‌ها ساخته شده‌اند اکران خواهند شد. در این مقاله نگاه مختصری به ماجرای این کتا‌ب‌ها و فیلم‌ها می‌اندازیم.

Peter Rabbit .۱روایت بیترکس پاتر Beatrix Potter درباره شیطنت‌های خرگوش باغ به‌دفعات مورد الهام فیلم‌سازان قرار گرفته است، اما جدیدترین اقتباس انیمیشنی از آن متعلق به ویل گلوک Will Gluck است. جیمز کوردن James Corden صداپیشه نقش اصلی «پیتر خرگوشه» در کنار ستارگان درجه یک مثل دیسی ریدلی Daisy Ridley و مارگو رابی Margot Robbie در این اثر کمدی همکاری داشته‌اند.

Annihilation .۲وقتی می‌گوییم با خواندن صفحه اول کتاب علمی تخیلی جف واندرمر Jeff VanderMeer کاملاً غرق در داستان می‌شوید، منظورمان گم شدن در جزئیات، توصیف‌ها و معانی آن است. «نابودی» داستان ۴ زن است که به‌سوی منطقه ناشناخته‌ای راهی می‌شوند. این اقتباس الکس گارلند Alex Garland با ظاهر فریبنده‌اش، اولین سه‌گانه ناتالی پورتمن خواهد بود.

Ophelia .۳این داستان رمانتیک با بازی دیسی ریدلی و نائومی واتس Naomi Watts مثل نسخه فمینیستی برای «هملت» می‌ماند. «اوفلیا» به کارگردانی کلر مک‌کارتی Claire McCarthy بر پایه رمانی به همین نام به نویسندگی لیسا کلاین Lisa Klein ساخته شده است. این فیلم در جشنواره فیلم سان‌دنس ۲۰۱۸ نیز اکران شد.

A Wrinkle in Time .۴دیدن نام اپرا وینفری Oprah Winfrey، ریس ویترسپون Reese Witherspoon و میندی کالینگ Mindy Kaling در لیست بازیگران این فیلم به کارگردانی ایوا دوورنی Ava DuVernay بسیار هیجان‌انگیز است. «چین‌خوردگی در زمان» نام رمان کلاسیک درباره سفر در زمان به قلم مادلین لنگل Madeleine L’Engle است که ماجرای دختر جوانی را روایت می‌کند که به دنبال پدر دانشمند گم‌شده‌اش (کریس پاین Chris Pine) می‌گردد.

Red Sparrow .۵خیلی‌ها با دیدن نام جنیفر لارنس به‌عنوان بازیگر فیلم بدون پرسیدن هیچ سؤالی روانه سینما می‌شوند. این بازیگر جوان برنده اسکار دوباره با فرانسیس لارنس کارگردان «عطش مبارزه» Hunger Games همکاری داشته است. «گنجشک سرخ» نام کتابی با همین نام به نویسندگی جیسون متئوس Jason Matthews است و ماجرای مهیج یک مأمور پیشین سیا را شرح داده است.

Ready Player One .۶وفاداران به تصاویری که همه‌چیز در آن بد و ناخوشایند است به سراغ نویسنده آمریکایی ارنست کلاین Ernest Cline و کتاب تخیل مجازی مهیجش رفته‌اند. داستان «بازیکن شماره یک آماده» قصه مرد جوانی است که به دنبال شکار تخم‌مرغ هلیدی (نام گنجی پنهان‌شده در دنیای مجازی) می‌رود. استیون اسپیلبرگ این داستان معماگونه را با بازی تای شریدان Tye Sheridan کارگردانی کرده است.

Where’d You Go, Bernadette .۷بیش از این نمی‌توان در انتظار دیدن اثر ریچارد لینکلیتر Richard Linklater که اقتباسی از رمان ماریا سمپل Maria Semple را ساخته است به سر برد. داستان «تو کجا رفتی، برنادت» درباره گم شدن زنی است که تقریباً با یک سلسله ایمیل دچار این اتفاق شده است. دیدن کیت بلانشت Cate Blanchett در این نقش چندبعدی نیز بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

Crazy Rich Asians .۸کوین کوان Kevin Kwan نویسنده سنگاپوری به طرز خنده‌داری خواننده‌های کتابش را غرق در سبک زندگی‌های اسراف‌آمیز و پرخرج می‌کند و به سه کاراکتر سطحی و پلید داستانش، نوعی شخصیت می‌بخشد. نسخه سینمایی «آسیایی‌های دیوانه‌ی ثروتمند» را جان ام. چو Jon M. Chu به تصویر کشیده است و کنستانس وو Constance Wu را در یکی از نقش‌های اصلی خواهیم دید.

The House with a Clock in Its Walls .۹جان بلیرز John Bellairs در سال ۱۹۷۳ داستان ترسناکی برای بچه‌ها نوشته که ماجرای آن درباره یک خانه مرموز تسخیرشده است. الی راث Eli Roth این قصه را دست‌مایه ساخت جدیدترین اثرش قرار داده است. کیت بلانشت و جک بلک در این فیلم هم‌بازی شده‌اند.

The Girl in the Spider’s Web .۱۰دیوید لاگرکرانتس David Lagercrantz در چهارمین رمان از مجموعه رمان‌های پرفروش «سه‌گانه هزاره»، داستان جنایی و مهیجی را خلق کرده است. اقتباس سینمایی «دختری در تارعنکبوت» را فده آلوارز Fede Alvarez («نفس نکش» Don’t Breathe) کارگردانی کرده است. ستاره محبوب سریال «تاج» The Crown، کلر فوی Claire Foy را نیز در این فیلم خواهیم دید.

All the Bright Places .۱۱

بالاخره مکان یکی از این رمان‌های نامور نیز به برج ناقوس ختم می‌شود که داستان دو دلداده و تغییر سرنوشتشان را روایت می‌کند. جنیفر نیون Jennifer Niven داستانی درباره عشق، زندگی و مرگ را از نگاه شخصیت اصلی نوجوان قصه به رشته تحریر درآورده است. ال فنینگ Elle Fanning نقش اصلی را در فیلم «همه مکان‌های روشن» به کارگردانی میگوئل آرتتا Miguel Arteta بازی کرده است.

The Black Hand .۱۲جزئیات داستان جنایی استفان تالتی Stephan Talty در نیویورک ۱۹۰۳ به یک کتاب جذاب تبدیل شده است. نقش اصلی در فیلم «دست سیاه» را لئوناردو دی‌کاپریو بر عهده خواهد داشت و شخصیت جو پتروسینو Joe Petrosino پلیس را بازی می‌کند.
این نوشته برگرفته از مقاله دی‌آنا جینز DeAnna Janes در سایت Harperbazaar است.

 

همه‌چیزهایی که باید درباره Jumanji 3 بدانید

«جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» Jumanji: Welcome to the Jungle از زمان آغاز اکرانش در دسامبر ۲۰۱۷ به فیلم موفقی تبدیل شد. فروش بیش از ۸۸۴ میلیون دلار برای فیلمی با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، جای تعجبی باقی نمی‌گذارد که این دنباله فیلم کلاسیک کودکان سال ۱۹۹۵ (که یکی از اکران‌های موفق سونی به‌حساب می‌آید) ادامه‌دار خواهد بود.
شروع ساخت دنباله «جومانجی» در مراحل اولیه به سر می‌برد، اما در این مقاله به همه نکاتی که باید درباره قسمت سوم این فیلم (به عبارتی قسمت دوم «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید») ازجمله: بازیگران، داستان و زمان اکرانش بدانید پرداخته شده است.

چه کسانی در جومانجی ۳ بازی خواهند کرد؟آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که سونی پیکچرز در حال مذاکره برای بازگرداندن تعداد هر چه بیشتر از عوامل فیلم قبلی است. تاکنون  دواین جانسون Dwayne Johnson عقد قرارداد برای بازی در دنباله فیلم را تأیید کرده است.
پیش‌بینی می‌شود کوین هارت Kevin Hart، جک بلک Jack Black و کارن گیلان Karen Gillan هم در این فیلم حاضر شوند و پیشنهادهایی نیز ارائه کرده باشند. ددلاین در گزارشی اضافه کرده: «انتظار می‌رود که باقی اعضای گروه به نقش‌های پیشین خود بازگردند.» این خبر به این معناست که دوباره آلکس وولف Alex Wolff، مدیسون ایسمن Madison Iseman، مورگان تورنر Morgan Turner، مارک اون جکسون Marc Evan Jackson، بابی کاناوله Bobby Cannavale، کالین هنکس Colin Hanks و نیک جوناس Nick Jonas و چند بازیگر دیگر را خواهیم دید. اسکات روزنبرگ Scott Rosenberg و جف پینکنر Jeff Pinkner به‌عنوان نویسنده در کنار جیک کاسدان Jake Kasdan کارگردان و مت تولمک Matt Tolmach تهیه‌کننده، برای حضور در دنباله فیلم در حال مذاکره می‌باشند.

در جومانجی ۳ چه اتفاقی خواهد افتاد؟به‌عنوان یک فیلم مدرن، «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» هیچ صحنه مشخصی برای ادامه‌دار کردن داستان به بیننده نشان نداده است؛ بنابراین هیچ نکته مبهمی برای دیدن دنباله فیلم وجود ندارد. در حقیقت، فیلم به این صورت پایان یافت که چهار دوست قصه، بازی ویدیویی جومانجی را نابود کردند تا کس دیگری در آن گیر نیفتند؛ اما قطعاً ما به ساده‌لوحی بچه‌ها نیستیم و این داستان را پایان جومانجی نمی‌دانیم.
شروع دنباله فیلم باید توضیحی درباره به کار افتادن دوباره این بازی و روشی که بر طبق آن پیش خواهد رفت باشد. به‌جز این، به نظر می‌رسد که فرصت مناسبی برای افشای ماهیت واقعی جومانجی، مبدأ و سازنده ترسناکی که خواستار ساخت چنین بازی‌ای بوده به وجود خواهد آمد.
پایانی که در «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» دیدیم دلالت بر این دارد که احتمال حضور نیک جوناس/ کالین هنکس در نقش آلکس/ جفرسون بسیار کم است، اما طبق قانون‌های غیرعادی جومانجی، بازگرداندن آن‌ها به داستان بعدی کار سختی نخواهد بود.
احتمالاً آن‌ها خواستار بازگشت جوناس هستند تا با جک بلک موضوع تازه‌ای را ثبت کنند.

جومانجی ۳ کی اکران خواهد شد؟سونی هنوز تاریخ دقیق تولید فیلم را اعلام نکرده است، بنابراین انتظار تاریخ اکران فیلم در این موقعیت کمی عجولانه به نظر می‌رسد. اگر فیلم‌برداری زود شروع شود، همچنان نزدیک‌ترین زمان برای تماشای فیلم در سال ۲۰۱۹ خواهد بود.
این مطلب برگرفته از مقاله Hugh Armitage در وب‌سایت Digitalspy.com است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

دو قسمت اول سری «پدرخوانده» Godfather ساخته فرانسیس فورد کوپولا Francis Ford Coppola در میان بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان قرار دارند. این سه‌گانه حماسی داستان ظهور، صعود و سقوط خانواده کورلئونه را به تصویر می‌کشد و در این مسیر تصویری عمیق و مبهوت‌کننده از زندگی آمریکایی را به تصویر می‌کشد. در عین حال داستانی شگفت‌انگیز درباره خانواده، جرم و جنایت و دنیای مافیایی است.
اما در حالی که دیدن این فیلم‌ها بسیار هیجان‌انگیز است، داستان‌های ساخت و پشت‌صحنه آن نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز و جذاب است. همان‌طور که با هم به درون حقایق ناگفته سه‌گانه پدرخوانده شیرجه می‌زنیم؛ دوستانتان را نزدیک نگه دارید و دشمنانتان را نزدیک‌تر.
ـ مافیا علیه فیلم اعلام جنگ کرده بود«پدرخوانده» به عنوان یک فیلم گانگستری ناب، به‌طور کامل و صد در صد مسئول ایجاد دیدگاه و ایده مافیای مدرن است. در واقع، این فیلم چنان موفقیت و محبوبیتی در فرهنگ عامه داشت که سرکردگان گروه‌های مافیایی و خلاف‌کار شروع به استفاده و نقل‌قول از جملات قصار فیلم کردند. جمله‌هایی مثل: ” من پیشنهادی بهش میدم که نتونه ردش کنه “؛ و این بسیار جالب است به‌خصوص با توجه به این نکته که مافیا تمام تلاش خود را کرد تا جلوی اکران این فیلم را بگیرد.
قبل از شروع فیلم‌برداری، «پدرخوانده» مورد حمله‌ی لیگ حقوق مدنی آمریکایی ایتالیایی قرار گرفت؛ گروهی مخالف کلیشه‌سازی‌های نژادی ایتالیایی‌ها. با این حال، این گروه کاملاً صادق و قابل احترام نبود؛ چون پایه‌گذار آن جوزف کُلمبو Joseph Colombo رئیس خانواده مافیایی کلمبو بود. در حالی که او واقعاً می‌خواست علیه مضامین نژادپرستانه مبارزه کند اما در عین حال می‌خواست گروه‌های خلاف‌کار از مرکز توجه دور باشند. تحت فرمان او، لیگ، اعتراضات و تظاهرات خود را در مخالفت با «پدرخوانده» آغاز کرد.
اما وقتی موفق نشد، کلمبو دست به اقدامات جنایی زد. گانگسترها شروع به تعقیب تهیه‌کننده، ال رودی Al Ruddy، کرده و تمام شیشه‌های ماشینش را خرد کردند. مدیر اجرایی کمپانی پارامونت تلفن‌های تهدیدآمیزی درباره آسیب رساندن به فرزندش دریافت کرد. بدتر از آن ساختمان پارامونت در نیویورک دو بار بعد از تهدید بمب‌گذاری تخلیه شد.
درنهایت رودی تصمیم گرفت که ملاقات رودررویی با کلمبو داشته باشد. با موافقت دو طرف قرار شد که فیلم با حذف کلمه “مافیا “ یا هرگونه اشاره مستقیمی به آن، به کار خود ادامه دهد. کلمبو در سال ۱۹۷۸ در گذشت و در فیلم سوم «پدرخوانده» به یاد او کاراکتر جویی زاسا تبهکار اصلی فیلم را با الهام از جوزف کلمبو به تصویر درآوردند.
ـ داستان پشت کاراکتر لوکا براسیسه‌گانه «پدرخوانده» پر از کاراکترهای جذاب و به یاد ماندی است از تام هوگان گرفته تا جانی فانتین؛ اما هیچ‌کدام به بزرگی (به معنای واقعی کلمه) لوکا براسی جلوه نکرده‌اند. براسی آدمکش و مزدور شماره یک کورلئونه، هرگاه وارد صحنه می‌شود تمام توجه‌ها را جلب کرده و تصویر را از آن خود می‌کند و این کاملاً مدیون مردی است که نقش این گانگستر عظیم الجسه را ایفا کرده است؛ یک مشت‌زن واقعی به نام لنی مونتانا  Lenny Montana. با قد ۱۹۸ و وزن ۱۳۶ کیلویی، مونتانا کشتی‌گیر حرفه‌ای با نام مستعار “زبرا کید “ Zebra Kid بود. او همچنین برای درآمد بیشتر برای خانواده کلمبو کار می‌کرد؛ به عنوان نیروی امنیتی و گاهی هم ایجاد حریق عمدی.
به گفته دیگر، مونتانا مرد ترسناکی بود و هنگامی که به تیم «پدرخوانده» پیوست، به تازگی از زندان آزاد شده بود. کوپولا زمانی او را ملاقات می‌کند که به عنوان بادی‌گارد دون کلمبو کار می‌کرد و بلافاصله می‌خواهد که او در نقش مرد دست راست کورلئونه بازی کند. البته مونتانا یک خلاف‌کار بود نه یک هنرپیشه، درنتیجه زمانی که وقت آن رسید که در کنار مارلون براندو Marlon Brando بازی کند، موقع بیان دیالوگ‌هایش تپق می‌زد. با لکنت حرف زدن‌های که در فیلم می‌شنوید کاملاً واقعی هستند، اما کوپولا تصمیم می‌گیرد که این را در فیلم نگه دارد.
ـ ارتباط و همکاری با تبهکارانبعد از اینکه جو کلمبو مهر تائید خود را به فیلم زد، گانگسترها شروع به آمدن سر صحنه فیلم‌برداری کردند و فیلم‌سازان آن‌قدر خوشحال بودند که آن‌ها را به کار گماشتند. خب بالاخره وقتی دارید فیلمی درباره مافیا می‌سازید، چه کسی بهتر از یک تبهکار می‌تواند نقش یک تبهکار را بازی کند؟
کمپانی و کوپولا، اضافه بر استخدام لنی مونتانا، الکس روکو Alex Rocco را نیز استخدام کردند؛ کسی که نقش مو گرین، صاحب کازینو را ایفا کرد. او پیش از آنکه به هالیوود بیاید از گانگسترهای گروه “وینتر هیل “ Winter Hill  بود؛ یک گروه خلاف‌کار بدنام از بوستون. دیگر بازیگری که در دنیای خلافکاری دست داشت، جیانی روسو Gianni Russo بود، کسی که نقش ویزلی کارلو ریسی را ایفا کرد. طبق گفته خودش، هنگامی که با فرانک کاستلو Frank Costello کار می‌کرد، سه مرد را کشته بود.
اما حضور تبهکاران فقط به بازیگران فیلم ختم نمی‌شد. جیمز کان James Caan که نقش سانی کورلئونه را بازی می‌کرد در حین آماده‌سازی برای نقشش، با کارمین پرسیکو Carmine Persico ملقب به “مار “ The Snake دوست می‌شود؛ مردی که تبدیل به رئیس خانواده کلمبو شد. این دو آن‌قدر باهم در ارتباط نزدیک بودند که مأموران دولتی فکر می‌کردند جیمز کان به مافیا پیوسته است. حتی سال‌ها بعد کان در دادگاهی به حمایت از پرسیکو پرداخت که برای اتهاماتی از اخاذی گرفته تا قاچاق تحت محاکمه بود.
خود کوپولا نیز برخوردهای نزدیکی با تبهکاران داشت. در حالی که او از استفاده از خلاف‌کارهای خورده پا در فیلم لذت می‌برد اما چندان از رؤسای بزرگ خوشش نمی‌آمد. این مسئله باعث عجیب شدن اتفاقات در حین فیلم‌برداری «پدرخوانده ۳» شد؛ زمانی که جان گوتی John Gotti یک از رؤسای بزرگ پنج خانواده مافیا در نیویورک، درخواست دیدار با آقای کارگردان را کرد. کوپولا توضیح داد که درگیرتر از آن بوده که وقت برای گفتگو داشته باشد درنتیجه یکی از دستیاران را برای ملاقات با دون گوتی می‌فرستد. چرا کوپولا تمایلی برای ملاقات با گوتی نداشت؟ او توضیح می‌دهد که تبهکاران مانند خون‌آشام‌ها هستند و ” یک خون‌آشام تنها زمانی می‌تواند وارد زندگی شما شود و قدم به درون خانه شما بگزارد که خود شما دعوتش کرده باشید داخل… اما اگر شما دعوتشان نکنید… خوب آن‌ها هم وارد نمی‌شوند “.
ـ جرج لوکاس کمک کردهنگامی که در ابتدای کار به کوپولا کارگردانی «پدرخوانده» پیشنهاد شد، او نپذیرفت، چون از طرفداران کتاب پدرخوانده نبود. با این حال هنگامی که دید برای نجات استودیوی فیلم سازیش، امریکن زوتروپ American Zoetrope، به این پول احتیاج دارد، نظرش را عوض کرد و یکی از کسانی که او را قانع کرد که کارگردانی این کار را بپذیرد دوست شریکش در استودیوی زوتروپ، جرج لوکاس George Lucas بود. لوکاس به او گفت “ما واقعاً به این پول نیاز داریم… چه چیزی ممکنه از انجام این کار از دست بدی؟”.
درنتیجه علاوه بر خلق لوک اسکای‌واکر و پرنسس لیا (شخصیت‌های فیلم جنگ ستارگان)، جرج لوکاس به نوعی مسئول ساخته شدن بزرگ‌ترین و بهترین فیلم گانگستری است که تا به امروز ساخته شده؛ اما دخالت او در این پروژه به اینجا ختم نمی‌شود. کوپولا از لوکاس خواست که در صحنه نیز به او کمک کند و این کارگردان که آن موقع هنوز مشهور نشده بود نقش کلیدی در مونتاژ بخش “going to the mattresses” داشت. در آن بخش خاص اطلاعاتی درباره بالا گرفتن جنگ‌های مافیایی از طریق عنوان‌ها و سر تیترهای روزنامه‌ها داده می‌شود و لوکاس کسی است که این بخش الحاقی را فیلم‌برداری کرد.
درنهایت، لوکاس در تدوین بخش مربوط به نجات دون کورلئونه توسط پسرش مایکل در بیمارستان، همکاری کرد. هنگامی که کوپولا روی این بخش کار می‌کرد، به فکرش رسید صحنه‌ای از راه رو خالی بگیرند که در آن صدای قدم‌های که نزدیک می‌شوند به گوش می‌خورد. این صحنه هیجان و تنش جدی‌ به این بخش داستان اضافه می‌کرد اما متأسفانه کوپولا فراموش کرد که این صحنه را فیلم‌برداری کند. کوپولا از لوکاس درخواست کمک کرد و او هم بعد از گشتن در میان تصاویر فیلم‌برداری شده تعدادی شات از راهروی خالی پیدا کرد. این شات‌ها تنها چند ثانیه طول داشت اما لوکاس توانست این چند ثانیه‌های کوتاه را تدوین کرده و تبدیل به یک صحنه کامل کند.
ـ صحنه‌ی رستورانشاید الآن به نظر مسخره برسد اما سال ۱۹۷۱ مدیران پارامونت درباره «پدرخوانده» و کارگردان جوان و بلندپروازش بسیار نگران و عصبی بودند. آن‌ها می‌خواستند داستان فیلم در همان زمان ساخت فیلم یعنی دهه هفتاد بگذرد. کوپولا اما داستان را به دهه چهل می‌برد. آن‌ها نمی‌خواستند آل پاچینو Al Pacino یا مارلون براندو در فیلم بازی کنند اما کوپولا آن‌ها را به هر جهت انتخاب کرد. بدتر از همه، سران استودیو از هیچ‌کدام از صحنه‌های اولیه خوششان نیامده بود و صحبت‌های جدیی درباره اخراج کوپولا وجود داشت.
خوشبختانه صحنه رستوران همه‌چیز را عوض کرد. هنگامی که مدیران استودیو صحنه به قتل رسیدن دو رقیب سر یک شام ایتالیایی توسط مایکل کورلئونه را می‌بینند، شدیداً تحت تأثیر بازی ال پاچینو قرار می‌گیرند. اکنون که متقاعد شده بودند که کوپولا می‌داند که دارد چه‌کار می‌کند، عقب‌نشینی می‌کنند. بعدها کوپولا اقرار کرد که:“این صحنه مطمئناً مرا نجات داد “.
بی‌هیچ شکی جلوه‌های ویژه نقش بزرگی در تحت تأثیر قرار دادن این مخاطبان بدبین (مدیران استودیو) ایفا کرد. تیم جلوهای ویژه که می‌خواستند صحنه قتل ویرجیل سولوتسو را با خشونت و خون‌باری درخشانی به تصویر بکشند، لوله مخصوصی از پودر قرمز را پشت سر هنرپیشه، ال لتیِری Al Lettieri، جاسازی کردند. وقتی زمان قتل فرامی‌رسد، یک انفجار از فشار هوا، پودر خون را به هوا می‌فرستد. البته اول یک نفر باید به سر لتیِری با گلوله مومی شلیک کند و به همچنین مواظب باشد که گلوله به چشمان او نخورد. این هنرپیشه از این صحنه بی‌هیچ آسیبی جان سالم بدر می‌برد اما متأسفانه بعداً سانحه‌ای غیر منتظره‌ای رخ می‌دهد.
پاچینو باید بعد از کشتن دشمنانش با پریدن درون یک ماشین در آن نزدیکی از صحنه فرار می‌کرد. متأسفانه او در هنگام پریدن دچار اشتباه می‌شود و گردنش به شکل وخیمی آسیب می‌بیند. این تصادف باعث شد که او برای دو هفته نتواند راه برود و حرکت کند و مجبور به استفاده از ویلچر و عصا شود. خوب حداقل او در جبران مشکلاتش سر این فیلم، موفق به دریافت جایزه اسکار و شهرت جهانی شد.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

۱۱ سریال موفق آمریکایی که در کشورهای دیگر بازسازی شده‌اند

برنامه‌های آمریکایی زیادی وجود دارند که در کشورهای دیگر و به‌صورت دوبله‌شده برای مخاطبین خارجی زبان نشان داده می‌شوند؛ اما گاهی اوقات وقتی یک کشور خارجی واقعاً از یک برنامه خارجی دیگر خوشش بیاید، دست‌به‌کار بازسازی آن برنامه در کشور خود می‌شوند.
با بازسازی برنامه‌های تلویزیونی محبوب به‌جای دوبله کردن آن‌ها، کشورهای دیگر می‌توانند از چهره‌های آشنای داخلی خود استفاده کنند و با توجه به فرهنگ عمومی تغییراتی در سناریو برای همسان‌سازی به وجود آورند.
اگر دوست دارید بدانید کدام سریال‌های آمریکایی محبوبتان در کشورهای دیگر بازسازی شده‌اند با این مقاله همراه باشید.

 The Simpsons .۱۱ (امارات)احتمالاً حدس می‌زنید که سریالی که زندگی یک خانواده آمریکایی را نمایش می‌دهد زیاد گزینه مناسبی در کشورهای خاورمیانه به‌حساب نمی‌آید؛ اما با پیاده کردن یک سری تغییرات مثل حذف الکل و حذف برخی از شخصیت‌های آن می‌توان به «آل شمشون» Al Shamshoon که نسخه بازسازی شده از «سیمپسون‌ها» در کشور امارات است رسید. ازآنجایی‌که نوشیدن الکل و مستی در دوبی بسیار ناپسند است، بار Moe’s Tavern حذف‌شده و شخصیت عمر جایگزین هومر شده که به مصرف سودا اعتیاد دارد. عجیب نیست که این سریال نتوانست به نسخه موفقی تبدیل شود و پس از نمایش ۳۴ قسمت از ۵۲ قسمت برنامه‌ریزی شده پخش آن متوقف شد.

How I Met Your Mother .۱۰ (روسیه)

سریال «آشنایی با مادر» درباره یک پدر به نام تد موزبی Ted Mosby است که بچه‌هایش را با تعریف یک داستان بسیار طولانی درباره آشنایی‌اش با مادرشان سرگرم می‌کند. بیشتر سریال درباره ملاقات عاشقانه و روابط تد با دوستانش بارنی، مارشال، لیلی و رابین است. پس از موفقیت سریال در آمریکا، کانادا و بریتانیا، روسیه تصمیم به بازسازی این سریال برای مخاطبین داخلی‌اش گرفت. البته بودجه آن‌ها کمتر از بودجه سریال اصلی بود اما تمام شخصیت‌ها و صحنه بار را مثل نسخه آمریکایی بازسازی کردند. شخصیت روسی بارنی کمی برای وقت گذراندن با ۲۰ ساله‌ها پیر به نظر می‌رسد و مارشال روسی نیز زیاد جذاب نیست؛ اما حداقل این نسخه روسی نسبت به نسخه آمریکایی‌اش بسیار وفادار ماند.

Modern Family .۹ (یونان و شیلی)این سریال سیت‌کام (کمدی موقعیت) زندگی روزانه و خنده‌دار سه خانواده وابسته به هم را نشان می‌دهد. تابه‌حال ۷ فصل از «خانواده امروزی» پخش شده و جوایز بسیاری نیز کسب کرده و احتمالاً همین معروفیت باعث الهام بخش بودن آن برای کشورهای یونان و شیلی شده است. نسخه یونانی آن «Moderna Oikogeneia» نام دارد و می‌توان گفت که یک بازسازی اصیل از نسخه آمریکایی است. بااین‌وجود، در نسخه ساخته‌شده در شیلی به دلیل برخی محدودیت‌های قانونی (مثل قانونی نبودن فرزندخواندگی برای زوج‌های هم‌جنس) تغییراتی در داستان سریال به وجود آمده است.

Prison Break .۸ (روسیه)این سریال محبوب آمریکایی در روسیه با نام «Pobeg» ساخته‌شده است. روایت داستان دو برادر زندانی کاملاً مانند نسخه اصلی ساخته‌شده و حتی برخی صحنه‌های آن مثل «فرار از زندان» اصلی فیلم‌برداری شده است. البته تغییرات مختصری مثل اضافه شدن شخصیت‌ها و داستانی جدید که برگرفته از فرهنگ روسی است در نسخه بازسازی شده دیده می‌شود.

Powerpuff Girls .۷ (ژاپن)معمولاً وقتی کارتون‌های آمریکایی مورد اقتباس ژاپنی‌ها قرار می‌گیرند شبیه به مجموعه‌ای خیره‌سرانه از «دراگون بال» Dragon Ball و منابع کلی انیمیشن‌های ژاپنی می‌شود. عجیب نیست که اقتباس از «دختران قدرتمند» با نام «Powerpuff Girls Z» هم از این قاعده مستثنا نشد. به‌جای به تصویر کشیدن بلوسام، بابلز و باترکاپ به‌عنوان بچه‌های خردسالی که در آزمایشگاه به وجود آمده‌اند و با نیروهای اهریمنی در شهر تاونزویل می‌جنگند، در نسخه ژاپنی داستان در شهر جدید تاونزویل می‌گذرد. این سه خواهر در نسخه جدید باهم نسبت فامیلی ندارند، ۷-۸ سال بزرگ‌تر شده‌اند، به سلاح‌های بسیار قوی مجهز هستند و با اتفاقات مهیبی روبرو می‌شوند.

۶. ۲۴ (هند)در فصل هشتم سریال «۲۴»، آنیل کاپور Anil Kapoor در نقش عمر حسن رئیس‌جمهور ساختگی جمهوری اسلامی کامستان بازی کرد. ظاهراً او از بازی در این سریال بسیار لذت برد و تصمیم گرفت حق ساخت نسخه خودش از سریال را بگیرد. کمپانی تولید او، تدارک ساخت این سریال به زبان هندی را فراهم کردند و کاپور در نقش اصلی جک باور Jack Bauer که در نسخه هندی Jai Singh Rathore نام دارد، نقش‌آفرینی کرد. فصل اول «۲۴: هند» با استقبال بسیار خوب مخاطبانش روبرو شد و لقب یکی از گران‌ترین سریال‌های تلویزیونی که تابه‌حال در هند ساخته‌شده را به خود گرفت.

The O.C. .۵ (ترکیه)تقریباً پس از گذشت یک دهه از پخش سریال «او. سی» از شبکه فاکس آمریکا، نسخه ترکی آن به نام «Medcezir»، به معنی جزر و مد، ساخته شد. داستان نسخه جدید درباره جوانی از محله فقیرنشین است که در پی رخ دادن اتفاقاتی، چالش‌های بزرگی بر سر راهش سبز می‌شوند. این سریال در میان تماشاگران ترکی به موفقیت نسخه اصلی‌اش دست پیدا کرد؛ اما نکته جالب آن، مدت ۹۰ دقیقه تا ۲ ساعته در هر اپیزود است که با وجود علاقه ترک‌ها به سریال‌های نوجوانانه و آبکی، کمی بیش‌ازحد طولانی به نظر می‌رسد.

Glee .۴ (چین)سریال موزیکال و کمدی «گلی» درباره یک گروه موسیقی دبیرستانی است که به محبوبیت و موفقیت بسیاری در آمریکا دست پیدا کرد. شاید خیلی‌ها ندانند که کشور چین نسخه غیررسمی و بدون پرداخت حق کپی از این سریال را با نام «My Youth High Eight Degrees» بازسازی کرده است.
بلافاصله پس از شروع پخش این سریال در چین، کاربران چینی شبکه‌های مجازی شروع به انعکاس این دزدی آشکار از داستان و شخصیت‌های نسخه آمریکایی کردند. بعد از متهم شدن کمپانی تولید چینی نسبت به این سرقت داستانی، آن‌ها در بیانیه‌ای اعلام کردند که: «ساختار این سریال از طریق گفتگوهای دوجانبه تنظیم شده است. شباهت‌های بسیاری در کار وجود دارد، اما نسخه ما نشان‌دهنده پیگیری موسیقی توسط جوانان امروزی چین است.»

It’s Always Sunny in Philadelphia .۳ (روسیه)مثل نسخه روسی «فرار از زندان»، این سریال نیز بسیار به نسخه اصلی وفادار مانده و حتی برخی از صحنه‌ها را مثل «فیلادلفیا همیشه آفتابی است» آمریکایی فیلم‌برداری کرده‌اند. «فیلادلفیا» یک کمدی سیاه درباره صاحبان و افرادی است که در یک بار می‌کنند. این نسخه روسی از همان موسیقی، ریتم و استایل کلی نسخه آمریکایی پیروی کرده است.

Friends .۲ (چین)در سال ۲۰۱۳،  مخاطبان چینی به تماشای نسخه آزمایشی درباره زندگی ۶ دوست در اواخر ۲۰ سالگی‌شان در شهری بزرگ نشستند.  نسخه چینی سریال بسیار محبوب «دوستان» شباهت‌های کم و تفاوت‌های آشکاری با نسخه آمریکایی‌اش دارد. احتمال عنوان «دوستان» برای تولیدکنندگان چینی کمی دوپهلو بوده و آن‌ها نام «Planet Homebuddies» را انتخاب کردند که بازتابی از سبک زندگی شخصیت‌ها در محیط کار و خانه‌شان باشد. شغل‌هایی که برای شخصیت‌های این سریال در نظر گرفته شده شامل یک مدیر تبلیغات شکست‌خورده، متخصص فناوری اطلاعات، دی جی و یک کیوریتور هنری می‌شود. هم‌چنین تمام این ۶ شخصیت در کنار هم و در یک خانه زندگی می‌کنند.

Breaking Bad .۱ (کلمبیا)سریال تحسین‌شده وینس گیلیگان Vince Gilligan درباره معلم شیمی که برای حمایت از خانواده‌اش به تولید و فروش مواد مخدر رو می‌آورد یکی از سریال‌هایی‌ است که بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ بیشترین تعداد بیننده را داشته است. اگر شیفته این سریال و شخصیت هایزنبرگ بوده‌اید، بد نیست نگاهی به اقتباس کلمبیایی آن با نام «Metastasis» بیندازید.
هرچند «Metastasis» به زبان اسپانیایی، با بودجه محدودتر و بازیگران متفاوتی ساخته‌شده، اما به‌خوبی خط داستان نسخه اصلی‌ را حفظ کرده است. تنها تفاوت اصلی آن با نسخه آمریکایی‌اش عوض شدن نام شخصیت‌های اصلی به والتر بلانکو Walter Blanco و جوز روساس Jose Rosas است و به‌جای تولید مواد در یک ماشین کاروان در بیابان‌های اطراف شهر، این دو در یک اتوبوس مدرسه خارج از رده مشغول به کار می‌شوند. هم‌چنین به‌جای ۵ سال انتظار برای دنبال کردن سرنوشت هیجان‌انگیز این معلم شیمی، در نسخه کلمبیایی ظرف مدت ۳ ماه و در ۶۲ قسمت تغییر وضعیت او برای بینندگان به نمایش درآمد.
این مقاله برگرفته از نوشته وس والکوت Wes Walcott در goliath.com است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نقد و بررسی قسمت هفتم سریال گلشیفته

قسمت هفتم مجموعه «گلشیفته» با یک هفته تأخیر در حالی توزیع شد که در قسمت قبلی شاهد کامل شدن پازل روایتی این مجموعه و پیوند خوردن همه کاراکترها و روابطشان بودیم. درنتیجه پیش‌بینی می‌شد که در قسمت هفتم، بالاخره موتور قصه‌گویی «گلشیفته» روشن شود و بتوان منطقی‌تر آن را بررسی و تحلیل کرد.
به نظر می‌رسد پاشنه آشیل «گلشیفته» ساختار روایتی آن است. اینکه هنوز و بعد از هفت قسمت، پی‌رنگ داستان «گلشیفته» در میان هیاهوی شخصیت‌های متفاوت و هیجان داستان گم می‌شود یا حداقل چندان به چشم نمی‌آید بزرگ‌ترین مورد قابل انتقاد «گلشیفته» است؛ که البته به نظر قسمت به قسمت بهتر می‌گردد؛ در این میان بن‌مایه حمایت از حقوق زنان و قرار دادن چند زن مختلف در جایگاه‌های اجتماعی مختلف با درگیری‌ها و موانع مشابه همچنان نقطه قابل‌توجه «گلشیفته» است. موضوعی که حساسیت آن و مطرح‌شدنش برای اولین بار در چنین مدیومی، دقت و نکته‌بینی خاصی می‌سنجد که هم مخاطب همراه شود و هم خواب دلواپسان به هم نخورد و شاید فقط این موضوع را بتوان دلیل پیشرفت روایت «گلشیفته» دانست.

از سوی دیگر تلاش «گلشیفته» برای خنداندن مخاطبش اگرچه در لحظات نابی همراه با کنایه‌های درست و به‌جای سیاسی و اجتماعی روز که به لطف فیلم‌برداری هم‌زمان خیلی هم به‌روز هستند، همراه با طنازی‌های همیشگی امیرمهدی ژوله و هومن سیدی که حضور کمرنگ‌تری دارد است؛ اما هنوز جا دارد تا با افزایش آن‌ها به یک مجموعه کمدی ناب تبدیل شود. از طرف دیگر بازی همیشه روان مهدی هاشمی و واکنش‌های سیامک انصاری یا بهتر است بگوییم عدم واکنش‌های آشکارش در لحظات کمدی در کنار صورت خشک و بی‌احساسش و بازی که با چشمانش انجام می‌دهد و مخاطب را به عمق فلاکت موقعیت خود می‌برد، در کنار سایر تیم پرستاره «گلشیفته» می‌تواند همچنان مخاطبان را در انتظار تکرار لحظات کمدی خوب و قابل‌توجه که تاکنون دیده‌ایم نگه دارد.

در این میان بن‌مایه حمایت از حقوق زنان و قرار دادن چند زن مختلف در جایگاه‌های اجتماعی مختلف با درگیری‌ها و موانع مشابه همچنان نقطه قابل‌توجه «گلشیفته» است. موضوعی که حساسیت آن و مطرح‌شدنش برای اولین بار در چنین مدیومی، دقت و نکته‌بینی خاصی می‌سنجد که هم مخاطب همراه شود و هم خواب دلواپسان به هم نخورد و شاید فقط این موضوع را بتوان دلیل پیشرفت روایت «گلشیفته» دانست.

بهروز شعیبی که هم در سریال سازی و هم در سینما توانایی‌هایش را ثابت کرده است، تاکنون روی صندلی کارگردانی «گلشیفته» هنوز درخشان ظاهرنشده است و باور اینکه «گلشیفته» و جذابیت‌هایش در همین‌جا ختم شود کمی مشکل به نظر می‌رسد و بی‌شک باید منتظر سورپرایزهای ویژه در آستانه پخش قسمت هشتم باشیم، شعیبی سعی و صدالبته توانایی این را دارد تا بتواند سطح «گلشیفته» را چندین مرتبه ارتقا دهد و از ثبت یک کار سفارشی و صرفاً بازاری در کارنامه کاری‌اش که تاکنون با دقت چینش شده است جلوگیری کند.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

باکس آفیس آخر هفته: Avengers: Infinity War با ۶۲ میلیون دلارفروش، Life of the Party و Breaking In را از هم می‌درد

«انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War در خارج از آمریکا با فروشی نزدیک ۲۰۰ میلیون دلار در چین اکران شد و پرفروش‌ترین فیلم ابرقهرمانی تمام تاریخ جهان لقب گرفت.
«انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War از مارول Marvel و دیزنی Disney پس از فروش ۶۱.۸ میلیون دلاری در آمریکای شمالی و اکران ۲۰۰ میلیون دلاری در چین، سومین آخر هفته‌ی خود در باکس آفیس را با ۱.۶۰۶ میلیارد دلارفروش در جهان به پایان رساند.
جمع فروش «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War شامل ۵۴۶.۸ میلیون دلارفروش در داخل آمریکا و ۱.۰۵۹ میلیارد دلار در خارج از آمریکا است. این فیلم حالا پس از کنار زدن «انتقام‌جویان» The Avengers (با فروش ۱.۵۱۹ میلیارد دلاری) تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم ابرقهرمانی تاریخ در جهان شده و همچنین پنجمین فیلم پرفروش تاریخ، بدون در نظر گرفتن تورم است.درآمد این فیلم در داخل آمریکا در این آخر هفته ۶۱.۸ میلیون دلار بود که چهارمین فروش بزرگ در سومین آخر هفته محسوب می‌شود. قبل از آن «پلنگ سیاه» Black Panther (با ۶۶ میلیون دلارفروش)، «آواتار» Avatar (با ۶۸ میلیون دلارفروش)، «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» Star Wars: The Force Awakens (با ۹۰ میلیون دلارفروش) و اولین قسمت از مجموعه فیلم «انتقام‌جویان» Avengers (با ۵۶ میلیون دلارفروش)، بدون در نظر گرفتن تورم، قرار دارند. همچنین «جنگ ابدیت» Infinity War تنها در ۱۵ روز به فروش ۵۰۰ میلیون دلاری دست‌یافت که پس از «نیرو برمی‌خیزد» Force Awakens ده روز سریع‌ترین فیلم در رشد فروش بود.
«جنگ ابدیت» Infinity War در روز جمعه در چین که آخرین مارکت خارجی‌اش بود، اکران شد. بر اساس ارز محلی، این فیلم ابرقهرمانی بزرگ، دومین فروش بزرگ در سه روز اول اکران را در انگلستان نصیب خود کرد و پیش از آن «سرنوشت خشمگین» The Fate of the Furious قرار دارد. مارول Marvel و دیزنی Disney آینده‌ی روشن و درخشانی را برای این فیلم در چین متصور هستند. به‌عبارت‌دیگر: «جنگ ابدیت» Infinity War تنها چند روز با عبور کردن از کل فروش «انتقام‌جویان: عصر اولتران» Avengers: Age to Ultron در چین (۲۴۰.۱ میلیون دلار) فاصله دارد.فیلم «پایه مهمانی» Life of the Party از کمپانی نیولاین New Line با درخشش ملیسا مک‌کارتی Melissa McCarthy با ۱۸.۵ میلیون دلارفروش از ۳۶۵۶ سالن سینما در جایگاه دوم قرار گرفت. با وجودی‌که این فیلم دومین کمدی پرفروش سال پس از «بازدارندگان» Blockers (با ۲۰.۶ میلیون دلارفروش) است، پایین‌ترین عملکرد مک‌کارتی McCarthy در سال‌های اخیر است و قابل قیاس با اکران ۱۹.۵ میلیون دلاری «ربوده‌شده» Snatched از ایمی شومر Amy Schumer و گولدی هاون Goldie Hawn در آخر هفته‌ی روز مادر در سال قبل نبود.
جف گلدستاین، رئیس پخش داخلی وارنر درباره‌ی اکران «پایه مهمانی» Life of the Party گفت: “این به‌هیچ‌وجه یک شکست محسوب نمی‌شود، اما من انتظار کمی بیشتر از این داشتم. کمدی‌ها به‌طورکلی در طول دو سال گذشته با چالش مواجه بوده‌اند. مخاطبان عاشق این فیلم هستند و فکر می‌کنم می‌توانیم عملکردی بهتر از آنچه انتظار می‌رود داشته باشیم.”فیلم Breaking In از کمپانی یونیورسال Universal، به تهیه‌کنندگی ویل پکر Will Packer با ۱۶.۵ میلیون دلارفروش از ۲۵۳۲ سالن سینما در جایگاه سوم قرار گرفت. این بسیار پایین‌تر از اکران ۲۴.۳ میلیون دلاری فیلم پکر Packer در سال ۲۰۱۴ به نام «عمل بد» No Good Deed است.
گابریله یونیون Gabrielle Union در این فیلم در نقش زنی بازی می‌کند که در راه نجات دو فرزندش، هیچ‌چیز جلو دارش نیست. فرزندان او گروگان گرفته شده‌اند و در خانه‌ای زندانی شده‌اند که تدابیر امنیتی شدید در آن برقرار است. کارگردانی این فیلم را جیمز مک‌تیگو James McTeigue، بر اساس فیلم‌نامه‌ای از رایان انگل Ryan Engle، بر عهده دارد و سایر بازیگران این فیلم عبارت‌اند از بیلی برک Billy Burke، ریچارد کابرال Richard Cabral، لوی میدن Levi Meaden، جیسون جرج Jason George، ست کار Seth Carr و کریستا میلر Christa Miller.در میان فیلم‌های باقی‌مانده از هفته‌های گذشته، Overboard از کمپانی پنتلیون فیلمز Pantelion Films و ام‌جی‌ام MGM در دومین آخر هفته‌ی خود پس از افت ۳۱ درصدی، ۱۰.۱ میلیون دلارفروش کرد و در مقام چهارم قرار گرفت. جمع فروش این فیلم در داخل آمریکا در روز یکشنبه به ۲۹.۶ میلیون دلار رسید.
فیلم ترسناک «یک مکان ساکت» A Quiet Place از کمپانی پارامونت Paramount با ۶.۴ میلیون دلارفروش در این آخر هفته به جمع فروش ۱۶۹.۶ میلیون دلار در داخل آمریکا رسید و در جایگاه آخر جدول پنج فیلم برتر باکس آفیس آخر هفته‌ی آمریکای شمالی قرار گرفت.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.