احتمال همکاری لئوناردو دی‌کاپریو و اسپیلبرگ برای فیلم زندگی‌نامه یولیسیز سایمن گرانت

لئوناردو دی‌کاپریو علاقه زیادی به بازی در فیلم‌های زندگی‌نامه آمریکایی پیدا کرده است. پیش از همه، فیلمی درباره تئودور روزولت Theodore Roosevelt (بیست و ششمین رئیس‌جمهور آمریکا) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی یکی از نقش‌های معروف دی‌کاپریو محسوب خواهد شد. حالا قرار است دی‌کاپریو و اسپیلبرگ در پروژه مشترکی درباره یولیسیز سایمن گرانت Ulysses S. Grant (هجدهمین رئیس‌جمهور آمریکا) باهم همکاری کنند.
سایت ددلاین گزارش داد که همکاران فیلم «اگه می‌تونی منو بگیر» Catch Me if You Can قرار است یک فیلم زندگی‌نامه درباره ژنرال و رئیس‌جمهور آمریکا بسازند. شرکت لاینزگیت و اپین وی Appian Way تهیه‌کنندگی این پروژه را بر عهده خواهند داشت. دی‌کاپریو نیز قرار است در این فیلم بازی کند و چهره ریش‌دارش برای این نقش زیاد غلو‌آمیز نخواهد بود. فیلم‌نامه این فیلم برگرفته از کتاب بیوگرافی جدید «گرانت» به قلم ران چرنو Ron Chernow است. بازنویسی آن بر عهده دیوید جیمز کلی David James Kelly است که به‌تازگی فیلم‌نامه بازسازی «رابین‌هود» Robin Hood را با حضور تارون اگرتون Taron Egerton نوشته است.دی‌کاپریو و اسپیلبرگ هردو بسیار فعال و پرکار به نظر می‌رسند. این بازیگر قرار است به‌زودی در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» Once Upon a Time in Hollywood اثر کوئنتین تارانتینو بازی کند. دی‌کاپریو که بسیار پرکار شده، فیلم‌های دیگری ازجمله فیلم زندگی‌نامه روزولت، زندگی‌نامه لئوناردو داوینچی و احتمالاً پروژه دیگری که اقتباسی از «Killers of the Flower Moon» -تریلری بر اساس داستان واقعی در دهه ۲۰ میلادی- است را با اسکورسیزی خواهد داشت. پیش‌ازاین قرار بود دی‌کاپریو و اسکورسیزی برای فیلم دیگری به نام «شیطان در شهر سفید» Devil in the White City که برگرفته از کتابی با همین نام است نیز همکاری کنند.
اسپیلبرگ نیز این‌ روزها به‌شدت مشغول است. اول‌ازهمه «ایندیانا جونز ۵» Indiana Jones 5 که فیلم‌برداری آن سال آینده آغاز خواهد شد و سپس بازسازی «داستان وست ساید» West Side Story را در برنامه‌هایش دارد. جدا از این دو پروژه‌ بزرگ، قرار است اسپیلبرگ تهیه‌کنندگی «Blackhawk» اثر دی‌سی و بعد پروژه‌‌ی دیگری با همکاری استیون کینگ Stephen King را بر عهده داشته باشد.
ددلاین اعلام کرده که پروژه گرانت جزو اولویت‌های این بازیگر و کارگردان خواهد بود، اما زمان ساخت و اکران این فیلم هنوز مشخص نیست.
این مقاله برگرفته از نوشته اولیور وایتنی Oliver Whitney در سایت screencrush است.

بررسی Avengers: Infinity War؛ استارک و استار لرد در یک فیلم در کنار هم

“در این فیلم هم انت‌من هست هم اسپایدرمن؟” — این یکی از لحظه‌های خنده‌آور «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War است که در آن حتی شخصیت‌های فیلم هم در به خاطر سپردن اینکه چه شخصیت‌های دیگری در آن هستند مشکل دارند.
قبل از آن‌که آماده‌ی یک ماجراجویی رنگارنگ و لذت‌بخش که «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War باشد، شوید باید بدانید که این قسمت اول از یک ماجراجویی دوقسمتی است. بنابراین در این فیلم که نوزدهمین فیلم دنیای سینمایی مارول Marvel است، انتظار نداشته باشید همه‌چیز به نتیجه برسد.
این به معنی آن نیست که هرگز در طول زندگی خود به نتیجه رسیدن فیلم‌های مارول Marvel را نخواهیم دید، بلکه همیشه داستان دیگری برای روایت کردن وجود دارد، ماجراجویی دیگری در انتظار کشف شدن است، شخصیت دیگری صحنه را تصاحب خواهد کرد و تیزرهایی که پس از تماشای اجباری لیست بازیگران و عوامل به مدت ۱۰ دقیقه در پایان فیلم، می‌بینیم یادآور تمام این‌ها برای ما هستند.


شاید «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War بزرگ‌ترین و پرانگیزه‌ترین فیلم مارول Marvel تاکنون باشد، اما قطعاً بهترین فیلم آن نیست. (من به‌شخصه آن را در جایگاه هفتم یا هشتم لیست ده فیلم برتر مارول Marvel قرار می‌دهم.) بااین‌حال در این فیلم اکشن، طنز و لحظات احساسی و دراماتیک بسیاری وجود دارد — که در آن‌ها شخصیت‌های آشنا و موردعلاقه‌ی ما شکست‌هایی واقعی و ظاهراً غیرقابل‌بازگشت را تجربه می‌کنند.
یکی از المان‌هایی که «جنگ ابدیت» Infinity War را از بسیاری فیلم‌های ابرقهرمانی جدا می‌کند معرفی ضد‌قهرمانی است که با ضدقهرمان‌های کلیشه‌ای که هیولاهایی هستند با چندین زبان و از دهان خود آتش بیرون می‌آورند و همه‌چیز را نابود می‌کنند و صدایشان طوری است که انگار هزاران بار «جنگ ستارگان» Star Wars را تماشا کرده‌اند و عاشق دارث ویدر Darth Vader هستند، تفاوت دارد.تانوس Thanos بزرگ و قدرتمند و بی‌رحم (که صداپیشگی و ایفای نقش آن را جاش برولین Josh Brolin عهده‌دار بوده و جالب‌ترین بازی را در فیلم انجام داده است) یک دیوانه‌ی عاشق نسل‌کشی است که می‌خواهد کنترل تمام موجودات زنده را داشته باشد — اما بر اساس طرز تفکر پیچیده و خرابش، اگر بتواند سر نصف جمعیت را زیر آب کند، می‌تواند دنیا را، با کاهش جمعیت آن به مقداری که قابل اداره کردن باشد، نجات دهد. تانوس Thansos فلسفه‌ی خود را به این شکل بازگو می‌کند: “دنیا نیاز به اصلاح دارد.”
همچنین تانوس Thanos واقعاً قابلیت عشق ورزیدن دارد — و همچنین فداکاری ناراحت‌کننده‌ای در راستای آنچه به نظر او هدف والا است. به‌ندرت دیده شده که یک نیروی اهریمنی که به‌ظاهر کسی جلودارش نیست، چنان پیش‌زمینه‌ی دراماتیک و غنی داشته باشد و در صحنه‌های بسیاری به‌جای آن‌که مبارزات انیمیشنی تکراری انجام دهد، دیالوگ‌های واقعی داشته باشد.
برای اجرای نقشه‌ی نابود کردن هزاران میلیارد زندگی در تمام کهکشان، تانوس Thanos باید تمام شش سنگ درخشان ابدیت را به دست آورد که در تمام کرات پراکنده شده‌اند. (هر بار که تانوس Thanos سنگی را به دست می‌آورد، آن را بر روی یکی از انگشتان دستکش بزرگش جاسازی می‌کند.)وقتی بروس بنر Bruce Banner (یا همان هالک Hulk) با بازی مارک روفالو Mark Ruffalo (که آخرین بار در «ثور: راگناروک» Thor: Ragnorak دیده شد) پس از غیبتی طولانی به زمین بازمی‌گردد تا دوستان انتقام‌جوی خود را از طوفانی که در راه است آگاه کند، تونی استارک Tony Stark به او می‌گوید که آن‌ها باهم قهر کرده‌اند و حتی از حال یکدیگر خبر ندارند. بنر Banner تعجب‌زده می‌گوید: “قهر کرده‌اند؟ مثل یک گروه؟ مثل بیتلز؟” بله بروس، مثل بیتلز.
وقتی‌که وخامت اوضاع آشکار می‌شود، بسیاری از بحث‌وجدل‌ها و منافع شخصی کنار گذاشته می‌شوند و استیو راجرز Steve Rogers (با بازی کریس ایوانز Chris Evans)، اسپایدرمن (با بازی تام هالند Tom Holland)، ثور Thor (با بازی کریس همسورث Chris Hemsworth) و بلک ویدو Black Widow (با بازی اسکارلت جوهانسون Scarlett Johansson) در کنار بقیه دورهم جمع می‌شوند تا نه‌تنها دنیا بلکه کل کیهان را نجات دهند.
گاهی اوقات نگه‌داشتن حساب تمام شخصیت‌های «انتقام‌جویان» Avengers و «نگهبانان کهکشان» Guardians of Galaxy که با همدیگر بر روی زمین و سیاره‌های دیگری مانند نوور Knowhere و تایتان Titan مخلوط می‌شوند دشوار است. «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War به‌اندازه‌ی کافی خود‌آگاهی دارد بدون آن‌که بیش‌ازحد لوده شود و مخاطب را دل‌زده کند. وقتی اسپایدرمن تعدادی از نگهبانان را نجات می‌دهد می‌گوید “هوایتان را دارم! هوایتان را دارم! هوایتان را دارم! ببخشید هنوز اسم همه را یاد نگرفته‌ام!” این یک اجرای کمدی درست در لحظه‌ی درست است.
آخرین لحظات «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War تأثیرگذار، نفس‌گیر و اسرارآمیز هستند و تقریباً ما را به سرزمین ناامیدی می‌برند، اما البته در را برای قسمت دوم که می‌تواند بزرگ‌تر و حتی هیجان‌انگیزتر باشد باز می‌گذارد. باید تا آخر فیلم و پس از تماشای لیست عوامل و بازیگران منتظر بمانید تا نشانه‌ای ازآنچه در آینده خواهیم دید را تماشا کنید.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی ریچارد روپر Richard Roeper در وب‌سایت Chicago SunTimes بود.

حال به بررسی نظر سایر منتقدین می‌پردازیم:هلن اوهارا Helen O’Hara | امپایر Empire
مارول Marvel با «جنگ ابدیت» Infinity War فشار مضاعفی بر روی دوش‌های خود گذاشته است و به‌صورت گسترده آن را خاتمه‌ی سه فاز دنیای سینمایی مارول اعلام کرده که در پی عواقب آن زمین نابود خواهد شد — و یا حداقل آن‌طور که در پیش‌نمایش آن دیده‌ایم، ماه نابود خواهد شد — و قسمت دوم آن تحت عنوان غیررسمی «انتقام‌جویان ۴» Avengers 4 سال بعد اکران خواهد شد. برای هر فیلمی سخت خواهد بود که بتواند سطح خود را به‌اندازه‌ی انتظاراتی که به وجود آمده بالا ببرد و طرفداران هرکدام از این شخصیت‌ها را راضی نگه دارد؛ اما این فیلم به طرز معجزه‌آسایی توقعات مخاطب را درهم می‌شکند و غافل‌گیری‌ها را یکی از پس از دیگری تحویل تماشاگر می‌دهد.
مایکل برگین Michael Burgin | مجله‌ی پیست Paste Magazine«جنگ ابدیت» Infinity War یک داستان حماسی است و ترجمه و تعبیر آن از کتاب‌های کمیک به شکل کاملی انجام شده که ما تاکنون در عمل شاهد آن نبوده‌ایم. این وقتی اتفاق می‌افتد که فیلم‌سازان منابع اصلی خود را جدی می‌گیرند و از ملودرام‌های غیرضروری خودداری می‌کنند. (و اگر یک درس باشد که دیزنی Disney به‌خوبی فراگرفته است، آن این است که اگر بر روی تجربه‌ی مخاطب از تماشای فیلم تمرکز کنید، خطوط محصولات نیازی به مراقبت و انرژی زیادی ندارند و خودشان ترتیب خود را می‌دهند.)
برایان بیشاپ Bryan Bishop | ورج The Verge
نبرد رو در روی انتقام‌جویان و تانوس Thanos (با بازی جاش برولین Josh Brolin) که مدت‌ها بود انتظارش را می‌کشیدیم سرانجام در «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War به وقوع پیوست. این فیلم بزرگ دنیای سینمایی مارول بسیار سرگرم‌کننده است و شخصیت‌های زیادی را از زمان‌های مختلف و با سیر داستانی متنوع در کنار هم جمع کرده است. تعهد و وفاداری این فیلم به دیالوگ‌های یک جمله‌ای و طنز آن را یکی از خنده‌دارترین فیلم‌های تاریخ این استودیو ساخته است، درعین‌حال «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» Avengers: Infinity War فیلمی است که در آن برای افراد خود اتفاقات بد می‌افتد. پس از سال‌های زیادی که در آن‌ها حتی معمولی‌ترین قهرمان‌های فیلم‌ها شکست‌ناپذیر و جاودانی به نظر می‌آمدند، این موضوع هیجان تسخیر‌کننده‌ای دارد — و دقیقاً همان چیزی است که این مجموعه فیلم به آن نیاز داشت.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

اختتامیه جشنواره کن ۲۰۱۸: جایزه بهترین فیلم‌نامه برای جعفر پناهی

هفتاد و یکمین دورهٔ جشنواره فیلم کن از ۸ تا ۱۹ می ۲۰۱۸ در کن فرانسه برگزار شد. کیت بلانشت بازیگر استرالیایی ریاست هیئت‌داوران این دوره را بر عهده داشت.
کیت بلانشت با انتخاب به‌عنوان رئیس هیئت‌داوران جشنواره فیلم کن، دوازدهمین زنی است که این عنوان را از آن خود کرده است. بلانشت با صدور بیانیه‌ای در این باره اعلام کرد: من در طول سال‌ها در قالب‌های مختلفی در کن بوده‌ام از بازیگر تا تهیه‌کننده، در بخش مارکت و در بخش کالا و در بخش رقابتی، اما هرگز، لذت ناب تماشای گنجینه فیلم‌های بزرگ این جشنواره را نچشیده بودم.
کیت بلانشت همچنین گفت: ملاک انتخاب فیلم‌ها باید بر اساس سطح کیفی باشد نه جنسیت کارگردان. این بازیگر استرالیایی برنده اسکار در نشست خبری داوران هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن از حضور چشمگیر زنان در میان اعضای هیئت‌داوران رقابتی و همچنین افزایش زنان در هیئت انتخاب جشنواره به‌عنوان نشانه‌ای از تعهد جشنواره کن در لحاظ کردن همه سلیقه‌ها و نگاه‌ها یاد کرد اما اشاره‌ای داشت مبنی بر اینکه فرآیند انتخاب فیلم برای جشنواره باید بر اساس شایستگی باشد. بلانشت اذعان کرد جشنواره کن در پی پرداختن به موضوع نابرابری جنسیتی بوده و چند سال پیش تنها دو فیلم از کارگردانان زن در بخش رقابتی حضور داشتند اما اکنون کمیته انتخاب فیلم نسبت به گذشته از اعضای زن بیشتری بهره‌ می‌برد که مطمئناً در انتخاب فیلم‌های مؤثر هستند اما این چیزها قرار نیست یک‌شبه اتفاق بیافتد. مطمئناً من تمایل دارم زنان بیشتری در بخش رقابتی ببینم و امیدوارم این اتفاق در آینده روی دهد.دیشب در مراسم اختتامیه، جوایز هفتاد و یکمین جشنواره کن اعلام شد. مراسم در ساعت ۷:۱۵ به‌وقت محلی (۹:۴۵ به‌وقت تهران) آغاز شد و ادوارد بائر به‌عنوان مجری روی صحنه رفت. نخل طلای هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن به فیلم «دزدان فروشگاه» Kore-eda رسید و سینمای ژاپن برای پنجمین بار توانست جایزه اول این جشنواره معتبر سینمایی را به خانه ببرد.
در سالی که رقابت بین آثار بخش مسابقه برخلاف تصور اولیه تنگاتنگ بود و آثار فیلم‌سازان پیش از این ناشناخته با تحسین فراوان روبرو شد، نخل طلا به یک فیلم‌ساز ژاپنی رسید. سینمای ایران نیز به نسبت سال‌های گذشته حضور پررنگ‌تری داشت که پاداش آن، جایزه مشترک فیلم‌نامه برای «سه‌رخ» جعفر پناهی بود. ژان لوک گدار فیلم‌ساز پرآوازه و کهنه‌کار فرانسوی برای آخرین فیلمش نخل طلای افتخاری دریافت کرد. سینمای آسیا در این دوره جشنواره بسیار موفق بود و از میان یازده جایزه مراسم اختتامیه، شش جایزه ازجمله نخل طلا را از آن خود کرد. اصغر فرهادی اما بدون جایزه کن هفتاد و یکم را ترک کرد. کمتر پیش‌آمده فیلمی از فرهادی از یک جشنواره معتبر بین‌المللی دست‌خالی بیرون بیاید. رقابت مهم بعدی «همه می‌دانند» در فصل جوایز آمریکا و اسکار ۲۰۱۹ خواهد بود
جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه به خاطر فیلم «تمام این مخلوقات» All These Creatures به چارلز ویلیامز رسید.
دوربین طلایی بهترین فیلم اول به لوکاس دونت برای فیلم «دختر» Girl رسید این فیلم در بخش نوعی نگاه به نمایش در آمده بود. «دختر» در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن حضور داشت. در بخش نوعی نگاه جایزه بهترین فیلم به فیلم سوئدی «مرز»‌ Border ساخته علی عباسی کارگردان ایرانی‌تبار رسید.جایزه بهترین بازیگر زن به سامال یسلامووا بازیگر زن فیلم «آیکا» Ayka اهدا شد. «آیکا»‌ را سرگئی دوورتسووی سینماگر قزاقستانی کارگردانی کرده است.
جایزه بهترین فیلم‌نامه به آلیس رو واچر برای نگارش فیلم‌نامه «شاد مثل لازارو» Happy as Lazzaro و جعفر پناهی و نادر ساعی‌ور برای فیلم «سه رخ» به‌صورت مشترک اهدا شد. دختر جعفر پناهی با تشکر از هیئت‌داوران و دبیر جشنواره فیلم کن تشکر کرد و نامه جعفر پناهی را قرائت کرد. پناهی در این نامه یاد عباس کیارستمی را گرامی داشت و ابراز تأسف کرد که امروز عباس کیارستمی حضور ندارد. جعفر پناهی در پیامش گفت: اگر امشب عباس کیارستمی بود در کنار هم به تماشای این مراسم نشسته بودیم.
تبریک اصغر فرهادی به جعفر پناهی:
جعفر عزیز تبریک بسیار به شما و گروه نازنینت تلاش همیشگی‌ات ستودنی‌ست برقرار باشی.جایزه بهترین کارگردانی به پاول پاولیکوفسکی برای فیلم «جنگ سرد» Cold War اهدا شد. پاول پاولیکووسکی لهستانی که قبلاً با «ایدا» اسکار را به دست آورده بود، حالا با «جنگ سرد» جایزه بهترین کارگردانی را هم از کن دریافت کرد.
جایزه بهترین بازیگر مرد به مارچلو فونته برای بازی در فیلم «داگمن» Dogman ساخته متئو گارونه اهدا شد. روبرتو بنینی کارگردان و بازیگر شهیر ایتالیایی اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد را بر عهده داشت.
نخل طلای افتخاری جشنواره فیلم کن به ژان لوک گدار برای ساخت فیلم «کتاب تصویر» اهدا شد.
جایزه ویژه هیئت‌داوران به نادین لبکی فیلم‌ساز لبنانی برای فیلم «کفرناحوم» Capernaum اهدا شد.
جایزه بزرگ هیئت‌داوران جشنواره فیلم کن به اسپایک لی برای فیلم «بلک کلنزمن» BlacKkKlansman اهدا شد.اولین نمایش فیلم «بلک کلنزمن» در جشنواره کن با شش دقیقه تشویق ایستاده حاضران در سالن لومیر جشنواره همراه شد. جدیدترین ساخته اسپایک لی که روایتگر داستان واقعی یک افسر پلیس در دهه ۱۹۷۰ میلادی به نام ران استالورث است که توانست به گروه نژادپرست “کو کلاکس کلان” آمریکا نفوذ می‌کند به‌عنوان یکی از فیلم‌های بخش رقابتی جشنواره کن به روی پرده رفت و با استقبال مخاطبان همراه شد. اسپایک لی بعد از یک‌عمر فیلم‌های منتقدانه بالاخره موفق‌ترین اثر عمرش را ساخت. نکته جذاب درباره «بلک کلنزمن» جردن پیل است که بعد از «برو بیرون» حالا در مقام تهیه‌کننده هم مدعی است.مستند «جاده سامونی» به کارگردانی استفانو ساوونا که یکی از فیلم‌های حاضر در بخش “دو هفته کارگردانان” کن بود، به سبب سبک هوشمندانه فیلم‌سازی، فاصله مناسب در زاویه دید روایت داستان، نگاهی حساس و استفاده درخشان از انیمیشن در قدرت بخشیدن به داستان‌گویی به‌عنوان برنده جایزه “چشم طلایی” بهترین مستند از هفتاد ویکمین جشنواره فیلم کن شد. فیلم-انیمیشن «جاده سامونی» روایتگر کشتار ۲۹ فلسطینی در سال ۲۰۰۹ میلادی است.
لیست کامل برندگان به شرح زیر است:

COMPETITIONPalme d’Or: “Shoplifters,” Hirokazu Kore-eda

Grand Prix: “BlacKkKlansman,” Spike Lee

Director: Pawel Pawlikowski, “Cold War

Actor: Marcello Fonte, ”Dogman

Actress: Samal Yeslyamova, “Ayka

Jury Prize: Nadine Labaki, “Capernaum

Screenplay — TIE: Alice Rohrwacher, “Happy as Lazzaro” AND Jafar Panahi, Nader Saeivar, “۳ Faces

Special Palme d’Or: Jean-Luc Godard

OTHER PRIZESCamera d’Or: “Girl,” Lukas Dhont

Short Films Palme d’Or: “All These Creatures,” Charles Williams

Short Films Special Mention: “On the Border,” Shujun Wei

Golden Eye Documentary Prize: TBA

Ecumenical Jury Prize: “Capernaum,” Nadine Labaki

Ecumenical Jury Special Mention: “BlacKkKlansman,” Spike Lee

Queer Palm: “Girl,” Lukas Dhont

UN CERTAIN REGARDUn Certain Regard Award: Ali Abbasi, “Border

Best Director: Sergei Loznitsa, “Donbass

Best Performance: Victor Polster, “Girl

Best Screenplay: Meryem Benm’Barek, “Sofia

Special Jury Prize: João Salaviza & Renée Nader Messora, “The Dead and the Others

DIRECTORS’ FORTNIGHTArt Cinema Award: “Climax” (Gaspar Noé

Society of Dramatic Authors and Composers Prize: “The Trouble With You” (Pierre Salvadori

Europa Cinemas Label: “Lucia’s Grace (Gianni Zanasi

Illy Short Film Award: “Skip Day” (Patrick Bresnan, Ivete Lucas

CRITICS’ WEEKGrand Prize: “Diamantino” (Gabriel Abrantes, Daniel Schmidt

Society of Dramatic Authors and Composers Prize: “Woman at War” (Benedikt Erlingsson

GAN Foundation Award for Distribution: “Sir”

Louis Roederer Foundation Rising Star Award: Felix Maritaud, “Sauvage.

Short Film: “Hector Malot – The Last Day Of The Year” (Jacqueline Lentzou

FIPRESCICompetition: “Burning,” (Lee Chang-dong

Un Certain Regard: “Girl,” (Lukas Dhont

Directors’ Fortnight/Critics’ Week: “One Day” (Zsófa Szilagyi

CINÉFONDATIONFirst Prize: “The Summer of the Electric Lion,” Diego Céspedes

Second Prize — TIE: “Calendar,” Igor Poplauhin AND “The Storms in Our Blood,” Shen Di

Third Prize: “Inanimate,” Lucia Bulgheroni
همچنین بخوانید:
جدیدترین فیلم لی چانگ دونگ، Burning در کن پرحرارت و درخشان ظاهر شد
معرفی و بررسی The Image Book یکی از فیلم‌های شرکت‌کننده در جشنواره کن ۲۰۱۸
بررسی Woman at War: فیلم موفق جشنواره کن امسال

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

فیلم Bernstein با بازیگری و کارگردانی بردلی کوپر

آماده‌ی ماجرای برنستاین‌ها Bernsteins هستید؟ البته منظورمان خبرنگار ماجرای رسوایی واترگیت Watergate ، کارل برنستاین Carl Bernstein در فیلم «پست» The Post نیست. منظورمان فیلم بیوگرافی جدیدی در مورد آهنگساز معروف لئونارد برنستاین Leonard Bernstein است. کارگردانی این فیلم را بردلی کوپر Bradley Cooper برعهده خواهد داشت. کوپر در «برنستاین» Bernstein جلوی دوربین هم خواهد رفت.
زندگی این آهنگساز سوژه‌ی مناسبی برای یک فیلم بیوگرافی است، چرا که برنستاین یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان تاریخ سینما است. او آهنگ‌سازی فیلم‌هایی مثل «داستان وست‌ساید» West Side Story و «در بارانداز» On The Waterfront را در کارنامه دارد. او همچنین برای مدت طولانی کارگردان موسیقی music director فیلارمونیک نیویورک New York Philharmonic بوده است.کوپر با همکاری یکی از نویسندگان «پست»، جاش سینگر Josh Singer بر روی فیلم‌نامه‌ی این فیلم کار می‌کند. تیمی که کوپر برای این تیم گرد هم آورده است باورنکردنی است، در میان تهیه‌کنندگان فیلم نام مارتین اسکورسیزی Martin Scorsese و استیون اسپیلبرگ Steven Spielberg به چشم می‌خورد.
این فیلم نیازمند تیمی قوی است چرا که در رقابت با فیلم «آمریکایی» The American است. جیک جیلنهال Jake Gyllenhaal بازیگر «آمریکایی» است و کری فوکوناگا Cary Fukunaga هم کارگردانی آن را بر عهده دارد. کوپر در حال حاضر مشغول کار بر روی اولین تلاش‌اش برای کارگردانی «ستاره‌ای متولد شده است» A Star Is Born است. این فیلم در انجمن ملی صاحبان سینمای امسال CinemaCon بازخوردهای خوبی گرفته است.

این نوشته برگرفته از مطلبی ازجیمز وایت James White در سایت www.empireonline.com است.

بررسی Woman at War: فیلم موفق جشنواره کن امسال

پیدا کردن فیلمی خوب با موضوع مسائل مهم محیط‌زیستی و نمایش عدالت و درعین‌حال طنز، کار آسانی نیست؛ اما «زن در جنگ» Woman at War ساخته بندیکت ارلینگسون Benedikt Erlingsson ایسلندی دقیقاً همین ویژگی‌ها را دارد. این فیلم دنباله فیلم تقریباً بی‌نقص «اسب‌ها و آدم‌ها» Of Horses and Men، در مورد یک فعال محیط‌زیست آرام است که قصد از کار انداختن صنایع سنگین، یکی پس از دیگری را دارد. مفسران فیلم برای پیدا کردن ژانر مناسب این فیلم دچار مشکل خواهند بود: کمدی، موزیکال، درام اجتماعی، فیلمی با موضوع سیاسی؟ کدام است. این فیلم درون همه این ژانرها قرار می‌گیرد، به‌جز مورد آخر. چراکه فیلم‌هایی با موضوعات جدی سیاسی، معمولاً فیلم‌های تک‌بعدی هستند که باعث کوتاه شدن دیالوگ‌ها می‌شود، درحالی‌که «زن در جنگ» بر عمق انسانیت تمرکز می‌کند و موضوعاتی حیاتی را در بستر آن روایت می‌کند. این فیلم با درخشش خوب خود در جشنواره کن امسال، احتمالاً یکی از فیلم‌های پرفروش امسال خواهد بود.«اسب‌ها و آدم‌ها» طوری به زیبایی با شیوه معمول روایت داستان بازی کرده است که پس از ۵ سال، هنوز هم بیننده را به وجد می‌آورد. فیلم دوم ارلینگسون داستان ساده‌تری را روایت می‌کند، بااین‌حال، او در این فیلم نیز از ویژگی‌های بصری غیرمنتظره‌ای، در قالب سه موزیسین (دیوید پر جانسون David Por Jonsson، مگنوس تریواسان الساسن Magnus Trygvason Eliasen، اومار گوجانسون Omar Guojonsson) و سه خواننده اوکراینی (ایرینا دنیلکو Iryna Danyleiko، گالینا گونچارنکو Galyna Goncharenko و سوزانا کارپنکو Susanna Karpenko) استفاده کرده است که در لحظه‌های کلیدی فیلم، به‌عنوان راویان موزیکال فیلم حضور دارند. حضور آن‌ها، دیوار بین مخاطب و شخصیت‌ها را به‌گونه‌ای برداشته‌ است. این احترام به شخصیت‌ها و مخاطبان، تنها یکی از نکات مثبت این فیلم تماشاچی‌پسند است.
هالا Halla (با بازی هالدورا گیرهاروسدوتیر Halldora Geirhardosdottir) در شهر کوچک خود، رهبر کر ۴۹ ساله محبوبی است که با لبخند گرمش در دل همه‌جا باز می‌کند. در بیرون از شهر، مانند لقبی که خبرنگارها به او داده‌اند، «زن کوه» است. فردی ناشناس که با تیر و کمان یکی‌یکی تیرهای برق را، در اعتراض به صنایع سنگین، به زمین می‌اندازد. تنها کسی که از هویت او خبر دارد، بالدوین Baldvin (جورندور راگنارسون Jorundur Ragnarsson)، یکی از اعضای گروه کر و کارمند وزارتخانه است که در به دست آوردن اطلاعات به هالا کمک می‌کند، اما حالا که این اتفاقات باعث عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران چینی در ایسلند شده است، بالدوین نگران واکنش شدید دولت به این موضوع، است.
در این حین، نامه‌ای به دست هالا می‌رسد که در آن با درخواست هالا برای به سرپرستی گرفتن یک کودک اوکراینی، موافقت شده است. با این‌که زمان مناسبی برای خوشحالی کردن نیست، اما او از فکر این‌که به رؤیایی خود، یعنی مادر شدن، می‌رسد، بسیار خوشحال است. خواهر دوقلوی همسان او آسا Asa (با بازی خود گیرهاروسدوتیر) که قرار است برای دو سال به معبدی در هند برود،‌ برای خواهرش بسیار خوشحال است. قرار دادن این دو شخصیت متفاوت در کنار هم یکی از راه‌های جذاب کردن داستان است، بااین‌حال رابطه آن‌ها با روابط معمول دوقلوها در فیلم‌ها، متفاوت است. این دونیمه متفاوت، مکمل یکدیگرند: هردو ایدئال‌گرا هستند، هالا به دنبال راهی برای نجات دنیاست و آنا به دنبال رسیدن به آرامش و سعادت درونی.
عد از این‌که هالا بروشورهای دفاع از محیط‌زیست را در شهر پخش می‌کند، دولت به دنبال راهی برای همسو کردن نظر مردم با سیاست‌های خودش می‌گردد و درحالی‌که با جدیت به دنبال او می‌گردد، از رسانه‌ها نیز برای اعلام هویت او و کاری که انجام داد، استفاده می‌کند. در صحنه‌ای جالب، هالا در حال راه رفتن در خیابان است و همان‌طور که از کنار خانه‌ها می‌گذرد، صفحه تلویزیون آن‌ها را می‌بیند. موسیقی‌ای پخش می‌شود و هالا همان‌طور که قدم‌هایش را تندتر می‌کند برای انجام قدم نهایی، قبل از رفتن به اکراین و دیدن دخترش، مصمم‌تر می‌شود. دامداری به نام اسوینبورن Sveinbjorn (جوهان سیگورورسون Johann Siguroarson)، یک شخصیت تیپیکال و ایسلندی است که به دستگیر نشدن هالا کمک می‌کند کسی که شخصیت خشن بیرونی‌اش از روراستی و احساست درونی‌اش چیزی نکاسته است.
«زن در جنگ» به نظر موضوع ساده‌ای دارد: کار درست را انجام دادن، حس همبستگی برای حفظ موضوعات مهم و موضع قاطع زنی در برابر صنایع قدرتمند. نبوغ ارلینگسون در کنار هم قرار دادن این موضوعات زیبا، به همراه هوشی زیرکانه است، این موضوع باعث شده این فیلم به داستان قهرمانانه زنی عادی تبدیل شود که خود مانند قهرمان‌هایی که برای خود دارد، نلسون ماندلا و ماهاتما گاندی، عمل می‌کند. داستان فرعی فیلم، ماجرای تلاش او برای به سرپرستی گرفتن یک کودک، مهم‌ترین عنصر فیلم است که نقش او را در قالب یک مادر و یک مراقب نشان می‌دهد، قدم‌به‌قدم، شروع از یک شهر کوچک و سرپرستی یک فرزند کوچک تا به ثمر رساندن هدف خود.بازی جذاب گیرهاروسدوتیر، به شخصیت هالا روح داده است، زنی عادی، با صمیمت و قاطعیتِ رابین‌هود. خوآن کامیلو رومان استرادا Juan Camillo Roman Estrada بعد از بازی موفقیت در «اسب‌ها و آدم‌ها» این بار اینجا در نقش یک توریست اسپانیایی‌زبان بازی می‌کند که پلیس به دلیل خارجی بودنش، به دست داشتنِ او در ماجرای خراب‌کاری‌های اطراف شهر، مشکوک می‌شود. هر سه موزیسین، با نواختن پیانو، آکاردیون، ترومپت، توبا و پرکاشن، با حضور خود در هر صحنه، بدون ایجاد اختلالی در داستان، تضاد جالبی را به وجود آورده‌اند که به فیلم زیبایی خاصی داده است. سه خواننده اکراینی هم با نواهای متفاوت خود، حس همبستگی جهانی، به فیلم داده‌اند.
برگستین بورگولفسون Bergsteinn Bjorgulfsson مانند فیلم قبلی ارلینگسون، در این اثر نیز از مناظر خیره‌کننده ایسلند، نورپردازی‌های زیبا و هیجان ناشناخته‌ها، استفاده کرده است، تماشای منظره در آغوش گرفتن اسوینبورن و هالا، از نمای بالا در مزرعه، حس آرامش به مخاطب منتقل می‌کند. هنگامی‌که هالا صورتش را در بین گل‌ها می‌برد، ما هم همراه با او طبیعت را احساس می‌کنیم. طراحی صدای فیلم نیز فوق‌العاده است.
منتظر آمدن فیلم می‌مانیم تا ببینیم آیا منتقد ورایتی در مورد فیلم نظر درستی داشته یا نه!

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

جدیدترین فیلم لی چانگ دونگ، Burning در کن پرحرارت و درخشان ظاهر شد

لی چانگ دونگ Lee Chang-dong کارگردان و نویسنده اهل کره‌ای جنوبی، امسال بازگشت پرشور و درخشانی به بخش رقابت جشنواره کن داشته.
فیلم قبلی او «شاعری» Poetry، برایش جایزه بهترین فیلم‌نامه را در جشنواره کن سال ۲۰۱۰ به ارمغان آورد. حالا پس از ۸ سال، او با فیلم «سوختن» Burning، ششمین فیلم بلندش، به کن بازگشته است. فیلم‌نامه‌ی فیلم با برداشتی از داستان کوتاهی به نام barn burning، نوشته نویسنده شهیر ژاپنی، هاروکی موراکامی haruki murakami، نوشته شده است.
داستان فیلم درباره مرد جوانی به نام جونگسو (با بازی یو آه این Yoo Ah-in) است که به شکلی اتفاقی با دوست دوران کودکی‌اش، هائمی (با بازی جئون جونگ سو Jun Jong-seo) برخورد می‌کند. هائمی به او می‌گوید که به آفریقا می‌رود و از او درخواست می‌کند که در طولی زمانی که در سفر است از گربه‌اش مراقبت کند… هائمی با دوستی به نام بن (با بازی استیون ین Steven Yeun ) به خانه برمی‌گردد که در سفر با او آشنا شده. یک روز بن درباره‌ی گذشته آزار دهنده و سوزانش با جونگسو صحبت می‌کند… خشمی سوزان در حال به خروش آمدن زیر شعله‌های آتش است. لی چانگ دونگ در «سوختن» به شکل ضمنی تمام خشم‌های جوانی خود را بیان می‌کند:
“جوانان در کره به شکل وحشتناکی در رنج هستند، به خصوص به دلیل بیکاری. آن‌ها امید به پیشرفت در وضعیتشان را از دست داده‌اند و ندانستن این که این خشم را باید متوجه چه چیز یا چه کسی بکنند، آن‌ها را کاملاً ناتوان کرده است “.
تمام کردن این فیلم برای لی چانگ دونگ و دیگر فیلم‌نامه‌نویس این فیلم، اُه جونگ می Oh Jung-mi، هشت سال به طول انجامید. فرایند کار آن‌ها پر از وسواس و سختگیری بود. این پروژه با برخورد تصادفی با یک متن به وجود آمد؛ “سوزندان انبار “ نوشته هاروکی موراکامی که این‌طور توصیفش کرده بودند: “داستانی که در آن هیچ اتفاقی نمی‌افتد “. البته هیچ چیز، به جز رمز و راز و یک دامنه سینمایی گسترده.
بنابراین چالش آن‌ها این بود که این داستان کوتاه را به یک داستان گسترده‌تر و پیچیده‌تر تبدیل کنند اما به حل تمام رازها نپردازند. لی چانگ دونگ در این داستان، تمثلی از جامعه مدرن را می‌بیند، دنیایی که در آن چیزی اشتباه است اگرچه دقیقاً نمی‌توانید بگویید که آن چیست. او درباره‌ی “یک رقص در جستجوی معنای زندگی ” صحبت می‌کند و این صحبت هم برای کره‌ای‌ها است و هم برای بقیه‌ی جهان.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

۲۵ کارگردان با بالاترین میزان دستمزد در دنیا

فیلم «بازیکن شماره یک آماده» Ready Player One اثر جدید استیون اسپیلبرگ، در فروش جهانی‌اش سابقه درآمد این کارگردان را تا ۱۰ میلیارد دلار افزایش داد و او را در مقام اول بالا بودن میزان دستمزد میان سایر کاگردان‌ها نشاند. در این مقاله به پرفروش‌ترین فیلم‌های ۲۵ کارگردان از سراسر دنیا با بیشترین میزان دستمزد نگاهی می‌اندازیم.

۱. استیون اسپیلبرگ
Steven Spielbergمجموع دستمزد: ۱۰ میلیارد و ۴۳۱ میلیون دلار
«پارک ژوراسیک» Jurassic Park، «ای.تی موجود فرازمینی» E.T. the Extra-Terrestrial و «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull از موفق‌ترین فیلم‌های او هستند.

۲. پیتر جکسون
Peter Jacksonمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۵۶۳ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های جکسون شامل: «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» The Lord of the Rings: The Return of the King، «هابیت: یک سفر غیرمنتظره» The Hobbit: An Unexpected Journey و «هابیت: برهوت اسماگ» The Hobbit: The Desolation of Smaug می‌شود.

۳. مایکل بی
Michael Bayمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۴۴۴ میلیون دلار
مجموعه فیلم‌های تبدیل‌شوندگان مثل «تبدیل‌شوندگان: نیمه تاریک ماه» Transformers: Dark of the Moon، «تبدیل‌شوندگان: عصر انقراض» Transformers: Age of Extinction و «تبدیل‌شوندگان: انتقام شکست‌خوردگان» Transformers: Revenge of the Fallen از پرمخاطب‌ترین فیلم‌های مایکل بی هستند.

۴. جیمز کامرون
James Cameronمجموع دستمزد: ۶ میلیارد و ۲۲۹ میلیون دلار
۳ تا از موفق‌ترین فیلم‌های این کارگردان کانادایی شامل «آواتار» Avatar، «تایتانیک» Titanic و «ترمیناتور ۲: روز داوری» Terminator 2: Judgement Day می‌شود.

۵. دیوید ییتس
David Yatesمجموع دستمزد: ۵ میلیارد و ۳۳۲ میلیون دلار
این کارگردان انگلیسی فیلم‌های موفق «هری پاتر و یادگاران مرگ (قسمت ۱ و ۲)» Harry Potter and the Deathly Hallows، «هری پاتر و محفل ققنوس» Harry Potter and the Order of the Phoenix و «هری پاتر و شاهزاده دورگه» Harry Potter and the Half-Blood Prince را ساخته است.

۶. کریستوفر نولان
Christopher Nolanمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۷۰۳ میلیون دلار
رتبه ششم این جایگاه متعلق به کارگردان انگلیسی دیگری است که فیلم‌های پرفروش «شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» The Dark Knight Rises، «شوالیه تاریکی» The Dark Knight و «تلقین» Inception را کارگردانی کرده است.

۷. رابرت زمیکس
Robert Zemeckisمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۳۱۵ میلیون دلار
کارگردان فیلم‌های موفق «فارست گامپ» Forrest Gump، «دورافتاده» Cast Away و «بازگشت به آینده» Back to the Future کسی نیست جز رابرت زمیکس.

۸. ریدلی اسکات
Ridley Scottمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۱۲۲ میلیون دلار
کارگردان پرآوزه انگلیسی ساخت فیلم‌های موفق «مریخی» The Martian، «گلادیاتور» Gladiator و «پرومته» Prometheus را در کارنامه هنری خود دارد.

۹. کریس کلمبوس
Chris Columbusمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۹۲ میلیون دلار
«هری پاتر و سنگ جادو» Harry Potter and the Sorcerer’s Stone، «هری پاتر و تالار اسرار» Harry Potter and the Chamber of Secrets و «تنها در خانه» Home Alone از مطرح‌ترین فیلم‌های ساخته کریس کلمبوس هستند.

۱۰. تیم برتون
Tim Burtonمجموع دستمزد: ۴ میلیارد و ۵۹ میلیون دلار
رتبه دهم این لیست متعلق به کارگردان پرتخیل «آلیس در سرزمین عجایب» Alice in Wonderland، «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی» Charlie and the Chocolate Factory و «بتمن» Batman است.

۱۱. ران هاوارد
Ron Howardمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۸۹۸ میلیون دلار
«رمز داوینچی» The Da Vinci Code، «فرشتگان و شیاطین» Angels & Demons و «آپولو ۱۳» Apollo 13 از مهم‌ترین فیلم‌های هاوارد محسوب می‌شوند.

۱۲. رونالد امریش
Roland Emmerichمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۸۶۴ میلیون دلار
می‌توان از «روز استقلال» Independence Day «۲۰۱۲ و «روز پس از فردا» The Day After Tomorrow به عنوان مهم‌ترین فیلم‌های این کارگردان آلمانی نام برد.

۱۳. پی‌یر کافین
Pierre Coffinمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۷۲۰ میلیون دلار
کارگردان و انیماتور فرانسوی فیلم‌های مطرح «مینیون‌ها» Minions، «من نفرت‌انگیز ۳» Despicable Me 3 و «من نفرت‌انگیز ۲» Despicable Me 2 را ساخته است.

۱۴. گور وربینسکی
Gore Verbinskiمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۶۶۵ میلیون دلار
«دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده» Pirates of the Carribean: Dead Man’s Chest، «دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان» Pirates of the Carribean: At World’s End و «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» Pirates of the Carribean: The Curse of the Black Pearl از پرفروش‌ترین فیلم‌های این کارگردانی آمریکایی هستند.

۱۵. جی. جی. آبرامز
J. J. Abramsمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۵۶۷ میلیون دلار
موفق‌ترین فیلم‌های آبرامز شامل: «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» Star War: The Force Awakens، «پیشتازان فضا به سوی تاریکی» Star Trek Into Darkness و «مأموریت غیرممکن ۳» Mission: Impossible III می‌شود.

۱۶. جرج لوکاس
George Lucasمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۴۵۹ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های لوکاس عبارتند از: «جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح» Star Wars: Episode I – The Phantom Menace، «جنگ ستارگان اپیزود سوم: انتقام سیت» Star Wars: Episode III – Revenge of the Sith و «جنگ ستارگان اپیزود دوم: جمله کلون‌ها» Star Wars: Episode II – Attack of the Clones.

۱۷. فرانسیس لارنس
Francis Lawrenceمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۳۴۸ میلیون دلار
پرفروش‌ترین فیلم‌های لارنس «عطش مبارزه: اشتعال» The Hunger Games: Catching Fire، «عطش مبارزه: زاغ مقلد بخش ۱» The Hunger Games: Mockingjay – Part 1 و «عطش مبارزه: زاغ مقلد بخش ۲» The Hunger Games: Mockingjay – Part 2 هستند.

۱۸. سم ریمی
Sam Raimiمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۳۰۸ میلیون دلار
سه‌گانه‌های اسپایدرمن از آثار ریمی هستند و «اسپایدرمن ۳» Spider-Man 3، «اسپایدر من» Spider-Man و «اسپایدرمن ۲» Spider-Man 2 از پرفروش‌ترین‌های آنها به حساب می‌آیند.

۱۹. زک اسنایدر
Zack Snyderمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۱۶۳ میلیون دلار
موفق‌ترین آثار اسنایدر فیلم‌های «بتمن در برابر سوپرمن: طلوع عدالت» Batman V Superman: Dawn of Justice، «مرد پولادین» Man of Steel و «لیگ عدالت» Justice League هستند.

۲۰. کلینت ایستوود
Clint Eastwoodمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۹۷ میلیون دلار
جایگاه بیستم این لیست متعلق به ایستوود، کارگردان فیلم‌های پرفروش «تک‌تیرانداز آمریکایی» American Sniper، «گرن تورینو» Gran Torino و «سالی» Sully است.

۲۱. کارلوز سالدانیا
Carlos Saldanhaمجموع دستمزد: ۳ میلیارد و ۴۳ میلیون دلار
کارگردان و نقاش اهل برزیل فیلم‌های پرفروش «عصر یخبندان: ظهور دایناسورها» Ice Age: Dawn of the Dinosaurs، «عصر یخبندان: ذوب» Ice Age: The Meltdown و «ریو ۲» Rio 2 را در کارنامه هنری خود دارد.

۲۲. جاس ویدون
Joss Whedonمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۹۷۲ میلیون دلار
«انتقام‌جویان مارول» Marvel’s The Avengers، «انتقام‌جویان: عصر اولتران» Avengers: Age of Ultron و «سرنتی» Serenity از موفق‌ترین آثار ویدون هستند.

۲۳. برایان سینگر
Bryan Singerمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۸۱۳ میلیون دلار
فیلم‌های پرفروش «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» X-Men: Days of Future Past، «مردان ایکس: آپوکالیپس» X-Men: Apocalypse و «ایکس ۲: مردان متحد» X2: X-Men United در لیست آثار موفق سینگر قرار دارند.

۲۴. اندرو استنتون
Andrew Stantonمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۷۷۴ میلیون دلار
استنتون موفق به ساخت انیمیشن‌های پرفروش «در جستجوی دوری» Finding Dory، «در جستجوی نمو» Finding Nemo و «والی-‌ئی» WALL-E شده است.

۲۵. ام. نایت شیامالان
M. Night Shyamalanمجموع دستمزد: ۲ میلیارد و ۷۷۱ میلیون دلار
نفر آخر در این لیست کارگردان آمریکایی-هندی است که فیلم‌های پرفروش «حس ششم» The Sixth Sense، «نشانه‌ها» Signs و «آخرین هواشکن» The Last Airbender را ساخته است.
این مقاله برگرفته از نوشته زاک شارف Zack Sharf در سایت indiewire است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت دوم

دو قسمت اول سری «پدرخوانده» Godfather ساخته فرانسیس فورد کوپولا Francis Ford Coppola در میان بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان قرار دارند. این سه‌گانه حماسی داستان ظهور، صعود و سقوط خانواده کورلئونه را به تصویر می‌کشد و در این مسیر تصویری عمیق و مبهوت‌کننده از زندگی آمریکایی را به تصویر می‌کشد. در عین حال داستانی شگفت‌انگیز درباره خانواده، جرم و جنایت و دنیای مافیایی است.
اما در حالی که دیدن این فیلم‌ها بسیار هیجان‌انگیز است، داستان‌های ساخت و پشت‌صحنه آن نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز و جذاب است. همان‌طور که با هم به درون حقایق ناگفته سه‌گانه پدرخوانده شیرجه می‌زنیم؛ دوستانتان را نزدیک نگه دارید و دشمنانتان را نزدیک‌تر.
حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

ـ کوپولا قصد ساختن هیچ دنباله‌ای را نداشتدر این زمانه‌ی دنباله‌ها، بازسازی‌ها و اقتباس‌ها، مردم اغلب حسرت دوران شکوه سینما را می‌خورند؛ اما حتی در دهه ۷۰، بهترین دهه هالیوود، هم این ماشین فیلم‌سازی تنها به پول‌سازی علاقه داشت. درنتیجه وقتی «پدرخوانده» تبدیل به یک موفقیت بزرگ شد و نقدهای خوب و فروش عالی به دست آورد، سران پارامونت به شدت خواهان یک دنباله برای فیلم شدند. با این حال راضی کردن فرانسیس فورد کوپولا به بازگشت کمی سخت و پیچیده بود.
به خاطر تمام مشکلات و سختی‌های که ساخت «پدرخوانده ۱» را دربر گرفته بود، کوپولا مطمئن نبود که دوباره بخواهد وارد همان دردسرهای قبلی شود. او به همچنین نگران بود که این دنباله شکست بخورد و موفقیت شاهکار اصلی‌اش را خدشه‌دار کند و شاید مهم‌تر از همه، کوپولا واقعاً علاقه‌ای به ساخت یک فیلم عظیم دیگر نداشت. در عوض او می‌خواست بر روی پروژه‌های شخصی‌اش تمرکز کند؛ اما سران پارامونت حاضر نبودند جواب نه را قبول کنند و ” پیشنهادی دادن که اون نتونه… خوب، میدونین که “.
در ابتدا آن‌ها از کوپولا خواستند که تهیه‌کنندگی فیلم را به عهده بگیرد. حتی به او اجازه دادند که خودش کارگردان را انتخاب کند. کوپولا موافقت کرد و مارتین اسکورسیزی Martin Scorsese پیشنهاد داد اما مدیران استودیو گفتند که اسکورسیزی ” یک انتخاب بد و ترسناک “ است. درنهایت پارامونت برگ برنده خود را رو کرد؛ به کوپولا پیشنهاد یک میلیون دلار کرد. با این پول، کوپولا می‌توانست بالاخره بر روی ساخت فیلم‌های خود تمرکز کند. اضافه بر این دستمزد، کوپولا استودیو را متقاعد کرد که بر روی فیلم جدیدش «مکالمه» The Conversation نیز سرمایه‌گذاری کنند و به او اجازه دهند که بر روی پروژه دیگرش نیز کار کنند، مانند نوشتن فیلم‌نامه «گتسبی بزرگ» The Great Gatsby در ۱۹۷۴٫
این معامله واقعاً بهتر از آن بود که بتوان رد کرد و درست هنگامی که کوپولا فکر می‌کرد که از این کار خارج شده، آن‌ها دوباره او را به بازی برگرداندند.
ـ رابرت دنیرو را از همان ابتدا می‌خواستندتاریخ سینما پر از “اگر می‌شد چه؟” است بخصوص وقتی پای «پدرخوانده» در میان باشد. هنگام انتخاب بازیگر برای فیلم اول، کوپولا برای هر نقش یک لیست از بازیگران پتانسیل دار داشت. به عنوان مثال برای نقش ویتو کورلئونه، براندو Brando و لارنس اولویه Laurence Olivier را در نظر داشت و برای نقش مایکل کورلئونه علاوه بر پاچینو Pacino، داستین هافمن Dustin Hoffman، مارتین شین Martin Sheen و مایکل پارکس Michael Parks را هم در ذهن داشت. از سوی دیگر استودیو ترجیح می‌داد کسی مثل ارنست بورگناین Ernest Borgnine نقش دون ویتو را بازی کند و برای نقش مایکل، رابرت ردفورد Robert Redford یا رایان اونیل Ryan O’Neal را ترجیح می‌داد؛ اما در میان تمام این احتمالات که انتخاب نشدند آنکه بیش از همه به بازی در این فیلم نزدیک شد رابرت دنیرو Robert De Niro بود.
بعد از این که او را برای نقش مایکل در نظر گرفته بود، کوپولا از او خواست که در نقش سانی برادر بزرگ‌تر پرجوش و خروش مایکل آدیشن دهد. طبق گفته‌ی کوپولا دنیرو در این نقش “تماشایی “ بود اما او سانی را به عنوان یک قاتل به نمایش گذاشت. این نقش درنهایت به جیمز کان James Caan رسید. (این در واقع یک مصالحه بود. پارامنت تنها در صورتی موافقت می‌کرد که پاچینو نقش مایکل را بازی کند که کوپولا٬ کان را به عنوان سانی انتخاب کند. درنهایت همه برنده شدند و کان نقش سانی را به زیبایی هرچه تمام‌تر ایفا کرد).
اما در رابطه با رابرت دنیرو، هنگامی که کوپولا پرفورمنس فوق‌العاده او را در فیلم «خیابان‌های پایین‌شهر» Mean Streets مارتین اسکورسیزی دید، او را برای «پدرخوانده ۲» و در نقش ویتو کورلئونه جوان انتخاب کرد. از آنجایی که این کاراکتر به زبان سیسیلی صحبت می‌کرد، دنیرو با رفتن به سیسیل و تمرین این زبان و لهجه، تعهد خود را اثبات کرد. درنهایت، تلاش‌های او جواب داد و دنیرو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را از آن خود کرد و این دنیرو و براندو را تبدیل به تنها دونفری کرد که برای ایفای یک نقش جایزه اسکار را بردند.
ـ «پدرخوانده ۳» تقریباً یک فیلم بسیار متفاوت بودبرخی می‌گویند این فیلم آشغال است. برخی دیگر می‌گویند این فیلم بشدت دست کم گرفته شده است. حالا نظر شما هرکدام از این‌ها که باشد، همه ما می‌توانیم توافق کنیم که «پدرخوانده ۳» ضعیف‌ترین فیلم این سه‌گانه است. قسمت آخر درباره مایکل کورلئونه‌ی مسن است که سعی دارد زندگی درستی را در پیش بگیرد و خلاف را کنار بگذارد اما دوباره و به‌زور به دنیای زیرزمینی کشیده می‌شود. این داستان را با یک رسوایی بانکی، یک شرکت املاک و چند نظریه توطئه‌ی کاتولیکی مخلوط کنید؛ «پدرخوانده ۳» آماده است.
اما اگر پارامونت زودتر از این حرف‌ها می‌توانست حرفش را به کرسی بنشاند این فیلم از این هم دیوانه‌وارتر می‌شد. پارامونت که دوست داشت پول بیشتری از «پدرخوانده» دربیاورد از کوپولا خواست که فیلم سوم را کارگردانی کند. کوپولا این درخواست را رد کرد که کاملاً قابل درک است و گفت که داستان فیلم تمام شده. مدیران استودیو شروع به گشتن برای جایگزین او کردند و هم‌زمان شروع به مرتب‌سازی فیلم‌نامه‌ها کردند. نزدیک به ۱۸ فیلم‌نامه برای قسمت سوم نوشته شده بود و همه چرخش‌های بزرگ و دیوانه‌واری در طرح داستان داشتند. در یکی از ورژن‌ها کانی کورلئونه مایکل را مسموم کرده می‌کشد. در یکی دیگر مایکل با شلیک به سرش خود را می‌کشد. در فیلم‌نامه‌ای دیگر مافیا با سی‌آی‌ای همکاری می‌کند تا یک قاچاقچی بزرگ مواد را ترور کند و الا آخر…
عجیب‌تر از همه این‌ها، پارامونت به سیلوستر استالون Sylvester Stallone پیشنهاد کارگردانی این فیلم را می‌دهد. به همچنین آن‌ها می‌خواستند این ستاره فیلم «راکی» Rocky  فیلم‌نامه فیلم را هم بنویسد و در آن بازی نیز بکند. حتی جایی در میانه راه به ادی مورفی Eddie Murphy هم پیشنهاد‌هایی داده شد؛ اما تمام ایده‌های مسخره هنگامی که کوپولا نهایتاً تصمیم به کارگردانی کار گرفت، ناپدید شد. دوباره کوپولا برای استودیوی ورشکسته‌اش نیازمند به پول شده بود، درنتیجه کار بر روی آخرین فیلم «پدرخوانده» خود را آغاز کرد با امید اینکه یک‌بار برای همیشه بر این حماسه کورلئونه پایان ببخشد.
ـ این سه‌گانه به‌واسطه‌ی یک قتل واقعی خدشه‌دار شدبا اینکه سوفیا کاپولا Sofia Coppola یک کارگردان با استعداد است اما شکی نیست که ایفای نقشش به عنوان ماری کورلئونه در «پدرخوانده ۳» افتضاح است. در حالی که مقصر دانستن پدرش بسیار وسوسه کننده است اما سوفیا کوپولا اولین انتخاب کوپولا نبوده است. در واقع آقای کارگردان هنرپیشه‌های مختلفی را برای این نقش در نظر داشته از جمله جولیا رابرتز Julia Roberts و مدونا Madonna تا اینکه ربه‌کا شیفیر Rebecca Schaeffer را که یک ستاره جدید و نو ظهور بود را برای این نقش انتخاب می‌کند.
متأسفانه و به شکل غم‌انگیزی در حالی که او برای آدیشنش آماده می‌شد توسط یکی از هوادارانش به نام رابرت جان باردو Robert John Bardo که به‌طور بیمارگونه‌ای به او علاقه داشت و از سه سال قبل در تعقیب او بود، در جلوی درب منزلش به ضرب گلوله کشته می‌شود. با این که این اتفاق بشدت ناراحت کننده بود اما ساخت فیلم باید ادامه پیدا می‌کرد.
بعد از آن کوپولا این نقش را به وینونا رایدر Winona Ryder دارد. او که تازه بازی در سه فیلم را به صورت پشت سر هم و بدون وقفه تمام کرده بود بشدت خسته بود و دچار عفونت تنفسی و تب ۱۰۴ درجه شد و از آنجایی که او بیمارتر از آن بود که بتواند در فیلم بازی کند، کوپولا درنهایت این نقش را به دختر ۱۸ ساله خود می‌دهد.
این کار در واقع به شکل غریبی مناسب بود؛ سوفیا پیش از این نیز در دو فیلم اول حضور داشت. او در فیلم اول نقش برادرزاده تازه متولد شده مایکل را بازی کرده بوده و در فیلم دوم هم به عنوان یک مهاجر ایفای نقش کرده بود. با بازیش در فیلم سوم او تبدیل یکی از معدود هنرپیشه‌های زنی شد که در هر سه فیلم «پدرخوانده» حضور داشته. فقط خیلی بد شد که او بازیگر بدی بود و نمی‌توانست واقعاً بازی کند.حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

۱۲ فیلم جدیدی که با اقتباس از رمان‌های معروف ساخته شده‌اند

دنیای فیلم‌ و سینما همیشه امکانات بیشتری برای به تصویر کشیدن تخیل داستان‌ها داشته و تعداد فیلم‌هایی که با اقتباس از کتاب‌های معروف ساخته شده‌اند نیز کم نیستند. گاهی اختلاف‌هایی میان کتاب‌‌خوان‌ها و فیلم‌بین‌ها بر سر این‌گونه فیلم‌ها به وجود می‌آید. برخی اوقات نیز شاهد چندین نسخه سینمایی از داستان یک کتاب می‌شویم؛ اما جذابیت کلی این سبک از فیلم‌سازی برای فیلم‌سازها همچنان پابرجاست و مخاطبان خاص خودش را نیز دارد.
امسال هم ۱۲ فیلم جدید که با اقتباس از کتاب‌ها ساخته شده‌اند اکران خواهند شد. در این مقاله نگاه مختصری به ماجرای این کتا‌ب‌ها و فیلم‌ها می‌اندازیم.

Peter Rabbit .۱روایت بیترکس پاتر Beatrix Potter درباره شیطنت‌های خرگوش باغ به‌دفعات مورد الهام فیلم‌سازان قرار گرفته است، اما جدیدترین اقتباس انیمیشنی از آن متعلق به ویل گلوک Will Gluck است. جیمز کوردن James Corden صداپیشه نقش اصلی «پیتر خرگوشه» در کنار ستارگان درجه یک مثل دیسی ریدلی Daisy Ridley و مارگو رابی Margot Robbie در این اثر کمدی همکاری داشته‌اند.

Annihilation .۲وقتی می‌گوییم با خواندن صفحه اول کتاب علمی تخیلی جف واندرمر Jeff VanderMeer کاملاً غرق در داستان می‌شوید، منظورمان گم شدن در جزئیات، توصیف‌ها و معانی آن است. «نابودی» داستان ۴ زن است که به‌سوی منطقه ناشناخته‌ای راهی می‌شوند. این اقتباس الکس گارلند Alex Garland با ظاهر فریبنده‌اش، اولین سه‌گانه ناتالی پورتمن خواهد بود.

Ophelia .۳این داستان رمانتیک با بازی دیسی ریدلی و نائومی واتس Naomi Watts مثل نسخه فمینیستی برای «هملت» می‌ماند. «اوفلیا» به کارگردانی کلر مک‌کارتی Claire McCarthy بر پایه رمانی به همین نام به نویسندگی لیسا کلاین Lisa Klein ساخته شده است. این فیلم در جشنواره فیلم سان‌دنس ۲۰۱۸ نیز اکران شد.

A Wrinkle in Time .۴دیدن نام اپرا وینفری Oprah Winfrey، ریس ویترسپون Reese Witherspoon و میندی کالینگ Mindy Kaling در لیست بازیگران این فیلم به کارگردانی ایوا دوورنی Ava DuVernay بسیار هیجان‌انگیز است. «چین‌خوردگی در زمان» نام رمان کلاسیک درباره سفر در زمان به قلم مادلین لنگل Madeleine L’Engle است که ماجرای دختر جوانی را روایت می‌کند که به دنبال پدر دانشمند گم‌شده‌اش (کریس پاین Chris Pine) می‌گردد.

Red Sparrow .۵خیلی‌ها با دیدن نام جنیفر لارنس به‌عنوان بازیگر فیلم بدون پرسیدن هیچ سؤالی روانه سینما می‌شوند. این بازیگر جوان برنده اسکار دوباره با فرانسیس لارنس کارگردان «عطش مبارزه» Hunger Games همکاری داشته است. «گنجشک سرخ» نام کتابی با همین نام به نویسندگی جیسون متئوس Jason Matthews است و ماجرای مهیج یک مأمور پیشین سیا را شرح داده است.

Ready Player One .۶وفاداران به تصاویری که همه‌چیز در آن بد و ناخوشایند است به سراغ نویسنده آمریکایی ارنست کلاین Ernest Cline و کتاب تخیل مجازی مهیجش رفته‌اند. داستان «بازیکن شماره یک آماده» قصه مرد جوانی است که به دنبال شکار تخم‌مرغ هلیدی (نام گنجی پنهان‌شده در دنیای مجازی) می‌رود. استیون اسپیلبرگ این داستان معماگونه را با بازی تای شریدان Tye Sheridan کارگردانی کرده است.

Where’d You Go, Bernadette .۷بیش از این نمی‌توان در انتظار دیدن اثر ریچارد لینکلیتر Richard Linklater که اقتباسی از رمان ماریا سمپل Maria Semple را ساخته است به سر برد. داستان «تو کجا رفتی، برنادت» درباره گم شدن زنی است که تقریباً با یک سلسله ایمیل دچار این اتفاق شده است. دیدن کیت بلانشت Cate Blanchett در این نقش چندبعدی نیز بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

Crazy Rich Asians .۸کوین کوان Kevin Kwan نویسنده سنگاپوری به طرز خنده‌داری خواننده‌های کتابش را غرق در سبک زندگی‌های اسراف‌آمیز و پرخرج می‌کند و به سه کاراکتر سطحی و پلید داستانش، نوعی شخصیت می‌بخشد. نسخه سینمایی «آسیایی‌های دیوانه‌ی ثروتمند» را جان ام. چو Jon M. Chu به تصویر کشیده است و کنستانس وو Constance Wu را در یکی از نقش‌های اصلی خواهیم دید.

The House with a Clock in Its Walls .۹جان بلیرز John Bellairs در سال ۱۹۷۳ داستان ترسناکی برای بچه‌ها نوشته که ماجرای آن درباره یک خانه مرموز تسخیرشده است. الی راث Eli Roth این قصه را دست‌مایه ساخت جدیدترین اثرش قرار داده است. کیت بلانشت و جک بلک در این فیلم هم‌بازی شده‌اند.

The Girl in the Spider’s Web .۱۰دیوید لاگرکرانتس David Lagercrantz در چهارمین رمان از مجموعه رمان‌های پرفروش «سه‌گانه هزاره»، داستان جنایی و مهیجی را خلق کرده است. اقتباس سینمایی «دختری در تارعنکبوت» را فده آلوارز Fede Alvarez («نفس نکش» Don’t Breathe) کارگردانی کرده است. ستاره محبوب سریال «تاج» The Crown، کلر فوی Claire Foy را نیز در این فیلم خواهیم دید.

All the Bright Places .۱۱

بالاخره مکان یکی از این رمان‌های نامور نیز به برج ناقوس ختم می‌شود که داستان دو دلداده و تغییر سرنوشتشان را روایت می‌کند. جنیفر نیون Jennifer Niven داستانی درباره عشق، زندگی و مرگ را از نگاه شخصیت اصلی نوجوان قصه به رشته تحریر درآورده است. ال فنینگ Elle Fanning نقش اصلی را در فیلم «همه مکان‌های روشن» به کارگردانی میگوئل آرتتا Miguel Arteta بازی کرده است.

The Black Hand .۱۲جزئیات داستان جنایی استفان تالتی Stephan Talty در نیویورک ۱۹۰۳ به یک کتاب جذاب تبدیل شده است. نقش اصلی در فیلم «دست سیاه» را لئوناردو دی‌کاپریو بر عهده خواهد داشت و شخصیت جو پتروسینو Joe Petrosino پلیس را بازی می‌کند.
این نوشته برگرفته از مقاله دی‌آنا جینز DeAnna Janes در سایت Harperbazaar است.

 

همه‌چیزهایی که باید درباره Jumanji 3 بدانید

«جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» Jumanji: Welcome to the Jungle از زمان آغاز اکرانش در دسامبر ۲۰۱۷ به فیلم موفقی تبدیل شد. فروش بیش از ۸۸۴ میلیون دلار برای فیلمی با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، جای تعجبی باقی نمی‌گذارد که این دنباله فیلم کلاسیک کودکان سال ۱۹۹۵ (که یکی از اکران‌های موفق سونی به‌حساب می‌آید) ادامه‌دار خواهد بود.
شروع ساخت دنباله «جومانجی» در مراحل اولیه به سر می‌برد، اما در این مقاله به همه نکاتی که باید درباره قسمت سوم این فیلم (به عبارتی قسمت دوم «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید») ازجمله: بازیگران، داستان و زمان اکرانش بدانید پرداخته شده است.

چه کسانی در جومانجی ۳ بازی خواهند کرد؟آخرین گزارش‌ها حاکی از آن است که سونی پیکچرز در حال مذاکره برای بازگرداندن تعداد هر چه بیشتر از عوامل فیلم قبلی است. تاکنون  دواین جانسون Dwayne Johnson عقد قرارداد برای بازی در دنباله فیلم را تأیید کرده است.
پیش‌بینی می‌شود کوین هارت Kevin Hart، جک بلک Jack Black و کارن گیلان Karen Gillan هم در این فیلم حاضر شوند و پیشنهادهایی نیز ارائه کرده باشند. ددلاین در گزارشی اضافه کرده: «انتظار می‌رود که باقی اعضای گروه به نقش‌های پیشین خود بازگردند.» این خبر به این معناست که دوباره آلکس وولف Alex Wolff، مدیسون ایسمن Madison Iseman، مورگان تورنر Morgan Turner، مارک اون جکسون Marc Evan Jackson، بابی کاناوله Bobby Cannavale، کالین هنکس Colin Hanks و نیک جوناس Nick Jonas و چند بازیگر دیگر را خواهیم دید. اسکات روزنبرگ Scott Rosenberg و جف پینکنر Jeff Pinkner به‌عنوان نویسنده در کنار جیک کاسدان Jake Kasdan کارگردان و مت تولمک Matt Tolmach تهیه‌کننده، برای حضور در دنباله فیلم در حال مذاکره می‌باشند.

در جومانجی ۳ چه اتفاقی خواهد افتاد؟به‌عنوان یک فیلم مدرن، «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» هیچ صحنه مشخصی برای ادامه‌دار کردن داستان به بیننده نشان نداده است؛ بنابراین هیچ نکته مبهمی برای دیدن دنباله فیلم وجود ندارد. در حقیقت، فیلم به این صورت پایان یافت که چهار دوست قصه، بازی ویدیویی جومانجی را نابود کردند تا کس دیگری در آن گیر نیفتند؛ اما قطعاً ما به ساده‌لوحی بچه‌ها نیستیم و این داستان را پایان جومانجی نمی‌دانیم.
شروع دنباله فیلم باید توضیحی درباره به کار افتادن دوباره این بازی و روشی که بر طبق آن پیش خواهد رفت باشد. به‌جز این، به نظر می‌رسد که فرصت مناسبی برای افشای ماهیت واقعی جومانجی، مبدأ و سازنده ترسناکی که خواستار ساخت چنین بازی‌ای بوده به وجود خواهد آمد.
پایانی که در «جومانجی: به جنگل خوش‌آمدید» دیدیم دلالت بر این دارد که احتمال حضور نیک جوناس/ کالین هنکس در نقش آلکس/ جفرسون بسیار کم است، اما طبق قانون‌های غیرعادی جومانجی، بازگرداندن آن‌ها به داستان بعدی کار سختی نخواهد بود.
احتمالاً آن‌ها خواستار بازگشت جوناس هستند تا با جک بلک موضوع تازه‌ای را ثبت کنند.

جومانجی ۳ کی اکران خواهد شد؟سونی هنوز تاریخ دقیق تولید فیلم را اعلام نکرده است، بنابراین انتظار تاریخ اکران فیلم در این موقعیت کمی عجولانه به نظر می‌رسد. اگر فیلم‌برداری زود شروع شود، همچنان نزدیک‌ترین زمان برای تماشای فیلم در سال ۲۰۱۹ خواهد بود.
این مطلب برگرفته از مقاله Hugh Armitage در وب‌سایت Digitalspy.com است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.