حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت دوم

دو قسمت اول سری «پدرخوانده» Godfather ساخته فرانسیس فورد کوپولا Francis Ford Coppola در میان بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان قرار دارند. این سه‌گانه حماسی داستان ظهور، صعود و سقوط خانواده کورلئونه را به تصویر می‌کشد و در این مسیر تصویری عمیق و مبهوت‌کننده از زندگی آمریکایی را به تصویر می‌کشد. در عین حال داستانی شگفت‌انگیز درباره خانواده، جرم و جنایت و دنیای مافیایی است.
اما در حالی که دیدن این فیلم‌ها بسیار هیجان‌انگیز است، داستان‌های ساخت و پشت‌صحنه آن نیز به همان اندازه شگفت‌انگیز و جذاب است. همان‌طور که با هم به درون حقایق ناگفته سه‌گانه پدرخوانده شیرجه می‌زنیم؛ دوستانتان را نزدیک نگه دارید و دشمنانتان را نزدیک‌تر.
حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

ـ کوپولا قصد ساختن هیچ دنباله‌ای را نداشتدر این زمانه‌ی دنباله‌ها، بازسازی‌ها و اقتباس‌ها، مردم اغلب حسرت دوران شکوه سینما را می‌خورند؛ اما حتی در دهه ۷۰، بهترین دهه هالیوود، هم این ماشین فیلم‌سازی تنها به پول‌سازی علاقه داشت. درنتیجه وقتی «پدرخوانده» تبدیل به یک موفقیت بزرگ شد و نقدهای خوب و فروش عالی به دست آورد، سران پارامونت به شدت خواهان یک دنباله برای فیلم شدند. با این حال راضی کردن فرانسیس فورد کوپولا به بازگشت کمی سخت و پیچیده بود.
به خاطر تمام مشکلات و سختی‌های که ساخت «پدرخوانده ۱» را دربر گرفته بود، کوپولا مطمئن نبود که دوباره بخواهد وارد همان دردسرهای قبلی شود. او به همچنین نگران بود که این دنباله شکست بخورد و موفقیت شاهکار اصلی‌اش را خدشه‌دار کند و شاید مهم‌تر از همه، کوپولا واقعاً علاقه‌ای به ساخت یک فیلم عظیم دیگر نداشت. در عوض او می‌خواست بر روی پروژه‌های شخصی‌اش تمرکز کند؛ اما سران پارامونت حاضر نبودند جواب نه را قبول کنند و ” پیشنهادی دادن که اون نتونه… خوب، میدونین که “.
در ابتدا آن‌ها از کوپولا خواستند که تهیه‌کنندگی فیلم را به عهده بگیرد. حتی به او اجازه دادند که خودش کارگردان را انتخاب کند. کوپولا موافقت کرد و مارتین اسکورسیزی Martin Scorsese پیشنهاد داد اما مدیران استودیو گفتند که اسکورسیزی ” یک انتخاب بد و ترسناک “ است. درنهایت پارامونت برگ برنده خود را رو کرد؛ به کوپولا پیشنهاد یک میلیون دلار کرد. با این پول، کوپولا می‌توانست بالاخره بر روی ساخت فیلم‌های خود تمرکز کند. اضافه بر این دستمزد، کوپولا استودیو را متقاعد کرد که بر روی فیلم جدیدش «مکالمه» The Conversation نیز سرمایه‌گذاری کنند و به او اجازه دهند که بر روی پروژه دیگرش نیز کار کنند، مانند نوشتن فیلم‌نامه «گتسبی بزرگ» The Great Gatsby در ۱۹۷۴٫
این معامله واقعاً بهتر از آن بود که بتوان رد کرد و درست هنگامی که کوپولا فکر می‌کرد که از این کار خارج شده، آن‌ها دوباره او را به بازی برگرداندند.
ـ رابرت دنیرو را از همان ابتدا می‌خواستندتاریخ سینما پر از “اگر می‌شد چه؟” است بخصوص وقتی پای «پدرخوانده» در میان باشد. هنگام انتخاب بازیگر برای فیلم اول، کوپولا برای هر نقش یک لیست از بازیگران پتانسیل دار داشت. به عنوان مثال برای نقش ویتو کورلئونه، براندو Brando و لارنس اولویه Laurence Olivier را در نظر داشت و برای نقش مایکل کورلئونه علاوه بر پاچینو Pacino، داستین هافمن Dustin Hoffman، مارتین شین Martin Sheen و مایکل پارکس Michael Parks را هم در ذهن داشت. از سوی دیگر استودیو ترجیح می‌داد کسی مثل ارنست بورگناین Ernest Borgnine نقش دون ویتو را بازی کند و برای نقش مایکل، رابرت ردفورد Robert Redford یا رایان اونیل Ryan O’Neal را ترجیح می‌داد؛ اما در میان تمام این احتمالات که انتخاب نشدند آنکه بیش از همه به بازی در این فیلم نزدیک شد رابرت دنیرو Robert De Niro بود.
بعد از این که او را برای نقش مایکل در نظر گرفته بود، کوپولا از او خواست که در نقش سانی برادر بزرگ‌تر پرجوش و خروش مایکل آدیشن دهد. طبق گفته‌ی کوپولا دنیرو در این نقش “تماشایی “ بود اما او سانی را به عنوان یک قاتل به نمایش گذاشت. این نقش درنهایت به جیمز کان James Caan رسید. (این در واقع یک مصالحه بود. پارامنت تنها در صورتی موافقت می‌کرد که پاچینو نقش مایکل را بازی کند که کوپولا٬ کان را به عنوان سانی انتخاب کند. درنهایت همه برنده شدند و کان نقش سانی را به زیبایی هرچه تمام‌تر ایفا کرد).
اما در رابطه با رابرت دنیرو، هنگامی که کوپولا پرفورمنس فوق‌العاده او را در فیلم «خیابان‌های پایین‌شهر» Mean Streets مارتین اسکورسیزی دید، او را برای «پدرخوانده ۲» و در نقش ویتو کورلئونه جوان انتخاب کرد. از آنجایی که این کاراکتر به زبان سیسیلی صحبت می‌کرد، دنیرو با رفتن به سیسیل و تمرین این زبان و لهجه، تعهد خود را اثبات کرد. درنهایت، تلاش‌های او جواب داد و دنیرو اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را از آن خود کرد و این دنیرو و براندو را تبدیل به تنها دونفری کرد که برای ایفای یک نقش جایزه اسکار را بردند.
ـ «پدرخوانده ۳» تقریباً یک فیلم بسیار متفاوت بودبرخی می‌گویند این فیلم آشغال است. برخی دیگر می‌گویند این فیلم بشدت دست کم گرفته شده است. حالا نظر شما هرکدام از این‌ها که باشد، همه ما می‌توانیم توافق کنیم که «پدرخوانده ۳» ضعیف‌ترین فیلم این سه‌گانه است. قسمت آخر درباره مایکل کورلئونه‌ی مسن است که سعی دارد زندگی درستی را در پیش بگیرد و خلاف را کنار بگذارد اما دوباره و به‌زور به دنیای زیرزمینی کشیده می‌شود. این داستان را با یک رسوایی بانکی، یک شرکت املاک و چند نظریه توطئه‌ی کاتولیکی مخلوط کنید؛ «پدرخوانده ۳» آماده است.
اما اگر پارامونت زودتر از این حرف‌ها می‌توانست حرفش را به کرسی بنشاند این فیلم از این هم دیوانه‌وارتر می‌شد. پارامونت که دوست داشت پول بیشتری از «پدرخوانده» دربیاورد از کوپولا خواست که فیلم سوم را کارگردانی کند. کوپولا این درخواست را رد کرد که کاملاً قابل درک است و گفت که داستان فیلم تمام شده. مدیران استودیو شروع به گشتن برای جایگزین او کردند و هم‌زمان شروع به مرتب‌سازی فیلم‌نامه‌ها کردند. نزدیک به ۱۸ فیلم‌نامه برای قسمت سوم نوشته شده بود و همه چرخش‌های بزرگ و دیوانه‌واری در طرح داستان داشتند. در یکی از ورژن‌ها کانی کورلئونه مایکل را مسموم کرده می‌کشد. در یکی دیگر مایکل با شلیک به سرش خود را می‌کشد. در فیلم‌نامه‌ای دیگر مافیا با سی‌آی‌ای همکاری می‌کند تا یک قاچاقچی بزرگ مواد را ترور کند و الا آخر…
عجیب‌تر از همه این‌ها، پارامونت به سیلوستر استالون Sylvester Stallone پیشنهاد کارگردانی این فیلم را می‌دهد. به همچنین آن‌ها می‌خواستند این ستاره فیلم «راکی» Rocky  فیلم‌نامه فیلم را هم بنویسد و در آن بازی نیز بکند. حتی جایی در میانه راه به ادی مورفی Eddie Murphy هم پیشنهاد‌هایی داده شد؛ اما تمام ایده‌های مسخره هنگامی که کوپولا نهایتاً تصمیم به کارگردانی کار گرفت، ناپدید شد. دوباره کوپولا برای استودیوی ورشکسته‌اش نیازمند به پول شده بود، درنتیجه کار بر روی آخرین فیلم «پدرخوانده» خود را آغاز کرد با امید اینکه یک‌بار برای همیشه بر این حماسه کورلئونه پایان ببخشد.
ـ این سه‌گانه به‌واسطه‌ی یک قتل واقعی خدشه‌دار شدبا اینکه سوفیا کاپولا Sofia Coppola یک کارگردان با استعداد است اما شکی نیست که ایفای نقشش به عنوان ماری کورلئونه در «پدرخوانده ۳» افتضاح است. در حالی که مقصر دانستن پدرش بسیار وسوسه کننده است اما سوفیا کوپولا اولین انتخاب کوپولا نبوده است. در واقع آقای کارگردان هنرپیشه‌های مختلفی را برای این نقش در نظر داشته از جمله جولیا رابرتز Julia Roberts و مدونا Madonna تا اینکه ربه‌کا شیفیر Rebecca Schaeffer را که یک ستاره جدید و نو ظهور بود را برای این نقش انتخاب می‌کند.
متأسفانه و به شکل غم‌انگیزی در حالی که او برای آدیشنش آماده می‌شد توسط یکی از هوادارانش به نام رابرت جان باردو Robert John Bardo که به‌طور بیمارگونه‌ای به او علاقه داشت و از سه سال قبل در تعقیب او بود، در جلوی درب منزلش به ضرب گلوله کشته می‌شود. با این که این اتفاق بشدت ناراحت کننده بود اما ساخت فیلم باید ادامه پیدا می‌کرد.
بعد از آن کوپولا این نقش را به وینونا رایدر Winona Ryder دارد. او که تازه بازی در سه فیلم را به صورت پشت سر هم و بدون وقفه تمام کرده بود بشدت خسته بود و دچار عفونت تنفسی و تب ۱۰۴ درجه شد و از آنجایی که او بیمارتر از آن بود که بتواند در فیلم بازی کند، کوپولا درنهایت این نقش را به دختر ۱۸ ساله خود می‌دهد.
این کار در واقع به شکل غریبی مناسب بود؛ سوفیا پیش از این نیز در دو فیلم اول حضور داشت. او در فیلم اول نقش برادرزاده تازه متولد شده مایکل را بازی کرده بوده و در فیلم دوم هم به عنوان یک مهاجر ایفای نقش کرده بود. با بازیش در فیلم سوم او تبدیل یکی از معدود هنرپیشه‌های زنی شد که در هر سه فیلم «پدرخوانده» حضور داشته. فقط خیلی بد شد که او بازیگر بدی بود و نمی‌توانست واقعاً بازی کند.حقایق ناگفته درباره‌ی سه‌گانه‌ی پدرخوانده ـ قسمت اول

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.