نقد فیلم “در جسم و روح” (On body and soul)(2017): دوگانگی مسکوت

ایدیلکو انیدی فیلمساز مجارستانی پس از ۱۸ سال از آخرین اثرش شمعون مجوسیدست به ساخت فیلمی با درون مایه های اگزیستانسیالیستی با فرمی مختص با زبان بلوک شرقی زده است. “در جسم و روحکه در سال ۲۰۱۷ برنده ی خرس طلایی بهترین فیلم از جشنواره سینمایی برلین شد و نامزدی بهترین اثر در اسکار غیر انگلیسی زبان را در کارنامه دارد، روایت کننده ی قصه ای ساده با درامی جمع و جور است که این امر از نگاه فیلمساز زنش با سینمای آرام و مسئله دارش نشئت می گیرد. آندره مردی میانسال با سمت مدیر امور مالی یک کشتارگاه صنعتی دارای زندگی ای ملول و تکراری است که در تنهایی خود در بحرانی فردی در اوج معضلات میانسالی دست و پنجه نرم می کند. روند روتین زندگی او که شبیه به ابزار آهنی و بی روح کشتارگاه شده زمانی مستوجب تحول می شود که دختری مرموز بنام ماریا به کشتارگاه می آید. ماریا با رفتار و شخصیت کم حرف و تنهایش در همان برخورد اول توجه آندره را به خود جلب می کند. در اولین سکانس آشنایی این پرسناژ در فیلم، در سالن غذا خوری مرد به همراه دوستش در حال غذا خوردن هستند که ماریا با آن حالات خجالتی و سردش وارد می شود. در اینجا فیلمساز با روش شخصیت پردازی به وسیله ی توضیح دیگری، ماریا را برایمان آشناپنداری می کند و اولین تلنگر حس کنجکاوی و کشف در مخاطب و آندره زده می شود تا او را بهتر بشناسد.

نقد و بررسی فیلم در جسم و روح

بخوانید: نقد و بررسی فیلم شگفتی (Wonder): فراتر از یک درام خانوادگی !

در جسم و روحدر مورد تنهایی و گسست ارتباطی میان انسانهای امروز در بطن مدرنیته ی شهری است. آدمهایی که در مرداب روزمرگی هضم شده اند و روح و رویا گویا جایگاه حقیقی خود را در زندگی از دست داده اند. اما در این بین در حالتی عجیب و فانتزیک، آندره و ماریا در رویایی مشترک در هیبت دو گوزن در عالم خواب با هم وارد تعاملی مسکوت می شوند که همین امر مقدمه ی یک ارتباط دو سویه ی روحانی و جسمانی می گردد. فیلم از ابتدا در حالتی گنگ دو فضا را به صورت موازی جلو می برد. دو گوزن نر و ماده در جنگلی برفی در سکوتی نهادینه کنار هم قرار دارند و در ادامه با جامپ کات به زندگی روزمره آدمها بر می گردیم. در ۲۰ دقیقه ی ابتدایی فیلم در جسم و روح تماشاگر کمی در حالت گیجی قرار دارد و نمی تواند از سکانس گوزن ها سر در بیاورد اما فیلمساز با استفاده از موتیف آشنازدایی در فرمش با ساختن درامی راکد، پیرنگ را در جایی می رساند که از ساحت اتمسفر جنگل سر در میاوریم. انیدی بر خلاف اینکه سکانس خواب را بخواهد با حرکت های دوربین و خلق فضایی دفرم شده و انتزاعی نشان بدهد، به شکل باور پذیری در فرم اثر خود یک حالت ساده و ساکن را در نماهای آی لول و اینسرت هایی موضعی از دو جانور عنصر خواب را به نوعی به موازات زندگی دو پرسناژ زن و مرد جلو می برد. به بیانی فیلمساز با استفاده از رئالیسم و زبانی مینی مالیستی فرمی را ایجاد می کند که حتی در رویا هم به روند فضاسازی اش تعهد دارد و خواب و بیداری را در مرزی جدا نشدنی برای مخاطبش به تصویر می کشد. گویی نماهای نقطه نظر مینی مالیستی از اتمسفر فانتزیک تا جایی با منطق و از جایی دیگر غیر عادی جلوه می کند که حرکت دیالیکتیکی بین این دو جهان تبدیل به ساحت پرسناژهای درونگرایش می شود. برای نمونه تعریف دو خواب مشترک برای روانکاو زن تا حدی غیر عادی جلوه کرده که گویی امکان سببی ندارد و در ادامه آندره تصمیم می گیرد این حالت را بین خود و ماریا و مخاطب به عنوان یک راز حفظ کند. ارتباط این دو به شکل غیر ارادی و بدون ابزار ارتباطی مدرن امروز، برای بیننده اولین نقطه ی جذب کننده ی درام اثر است تا جایی که ماریا حتی در دنیای پیچیده ی امروز موبایل هم ندارد و دکترش این را به او می گوید: ((که امروزه همه موبایل را دارند و وقتی تو می گویی ندارم چیز عجیبی است)). در ساختن ساحت پرسناژ زن با بازی درونگرا و خوب الکساندرا بوربلی، نوع اکت ها و وسواس او به عنوان یک بیمار OCD (اختلال وسواس فکری اخلاقی) به خوبی درآمده است. حرکت های او با آن رفتارهای آنتی پراکسیس و مردم گریزش در کنار بازی های کودکانه بسیار برای مخاطب سمپاتیک جلوه می کند. اتمسفر تنهایی ماریا و آندره در روندی موازی به صورت منسجم برای خلق درام اثر تا جایی پیش می رود که هر دو در یک قاب قرار می گیرند. زن در خانه اش به شکلی محزون اما کودکانه و معصوم در میزانسن هایی با نورهای روشن و پر کنتراست نشان داده می شود و در آن سو آندره با تاریکی و اغتشاش لوازم خانه اش، یک تنهایی مردانه را تداعی می کند. اگر به کلیت فیلم نگاهی بکنیم در استخوان بندی فرم، چگالی اگزیستانس و الیناسیون فردی توامان با ملودرامی گسسته و حتی بار کمیک همراه شده و این جریان دیالیکتیکی بسیار اثر را جالب می کند.

نقد و بررسی فیلم در جسم و روح

جسم و روح به کنکاشت بن بست های پیش روی انسان می پردازد و می خواهد در پس تصویر ملودرام غیر کلیشه ای و سانتی مانتال اش، احساس کشته شده و سرمای پراتیک دو انسان را به نمایش بگذارد که در فضای بی روح و خشن کشتارگاهی کار می کنند. عشق می تواند در هر شکلی وارد زندگی آدمی شود و نهان هر چیزی را وادار به تغییر نماید. یکی از سکانس های درخشان فیلم در پلانی است که دوربین در نمایی فول های انگل قرار دارد و زن و مرد برای نخستین بار در بیداری کنار هم خوابیده اند. آندره بر روی زمین و ماریا بر روی تخت. در کالبد جسمانی این دو با فاصله ای از یکدیگر قرار گرفته اند و اکنون برای خوابیدن مستاصل اند. با اینکه در شکل رویایی و عالم خواب در یک سطح جای می گیرند. در این پلان کنتراست نور در فضای یکی شده ی دو کانون موازی از دو زندگی مختلف، اینبار در یک قاب مشترک قرار گرفته و مرز بین نور روشن (زن) و سیاه (مرد) اینبار یک تقارن مساوی می سازد.

نقد و بررسی فیلم در جسم و روح

فیلمساز در جسم و روح  در پایان سیر دراماتیک و نمایش دو زندگی متساکن، پس از یکی شدن زن و مرد و چفت شدن رابطه شان با هم در دو پلان پایانی اش با زبان استعاره و کنایه قدرت عشق را در همان قسمت مبهمش قرار می دهد و با نمایشی از همخوابگی در سکوت و نگاه های توشات و سپس آخرین دیالوگ ماریا که از رویا ندیدنش حکایت می کند، گویی تقدس عشق را در همان لحظات خلسه ی رسیدن و نرسیدن خلاصه می کند و با آن نمای پایانی اش، فیلم را با این ابهام می بندد که حال این دو به یکدیگر رسیدند آیا می توانند حالت التذاذ و رهایی خوابهایشان را به زندگی واقعی منتقل کنند یا آینده ی زندگی شان همچون آن دو زوجی می شود که در کارخانه کار می کنند و رابطه شان به روزمرگی می رسد؟ فیلمساز با آن دیالوگ کنایی ماریا و تصویری از جنگل مسکوت برفی در جسم و روح این سئوال را بدون پاسخ می گذارد تا جسم و روح در حالتی گذار و تقدم بر واقعیت و خیال سرگردان باشند.

نام: در جسم و روح (On body and soul)(2017)

کارگردان: ایلدیکو انیدی

امتیاز: ۱۰ / ۷

منتقد: پژمان خلیل زاده

بخوانید: نقد و بررسی فیلم مهاجم مقبره (Tomb Raider)

نوشته نقد فیلم “در جسم و روح” (On body and soul)(2017): دوگانگی مسکوت اولین بار در فیلمجی پدیدار شد.

نقد فیلم «شگفتی» (Wonder): فراتر از یک فیلم درام خانوادگی

چند وقت است که یک فیلم خانوادگی به تمام معنا را ندیدهاید؟ فیلم «شگفتی» میتواند این شگفتیساز را در کانون گرم خانواده بیافریند که تمام اعضای آن را از هر سن و قشری به پای خود بنشاند و با گرفتن رگ احساسات آنها، پیام امیدبخش خود را وارد روح و روانشان سازد.

شگفتی داستان پسری (با بازی جیکوب ترمبلی ) است که بیماری خاصی دارد و به خاطر همین مشکلش چهره نامتناسب و متفاوتی با دیگران دارد، از همین رو در اکثر اوقات سعی میکند با زدن یک ماسک فضانوردی در فضای بیرون از خانه گشت بزند و چهرهاش را تا حد ممکن از دیگران پنهان سازد. مادر او (با بازی جولیا رابرتز) زندگیاش را وقف پسرش کرده و مهر مادریاش اجازه نداده تا نسبت به او بیتفاوت باشد. دختر این خانواده که ویا نام دارد (با بازی ایزابلا ویدویک) در پس مشکل برادر کوچکش نادیده گرفته شده و با اینکه از این موضوع شکایت دارد، اما کماکان خودش هم پابهپای خانواده تمام قد پشت داداش کوچولویش ایستاده است. در نهایت پدر خانواده (با بازی اوون ویلسون) را داریم که سعی میکند بنیان خانواده را از همه لحاظ حفظ کند و نقش آچار فرانسه این خانه را بازی کند ولی مشکلات خودش را هم به عنوان مرد خانواده دارد. داستان فیلم از جایی که داگی، پسر خانواده، وارد مدرسه میشود رنگ و بوی تازهای میگیرد و روایت زندگی او در دوران مدرسهاش را شکل میدهد.

نقد و بررسی فیلم شگفتی Wonder

داستان داگی و مشکلاتش در مدرسه همانند بسیاری از فیلمهای تینایجری هالیوود با قلدری و مورد آزار واقعگرفتن او توسط دیگر بچههای مدرسه آغاز میشود اما به تدریج سروشکلی تازه به خود میگیرد و خود را از شر کلیشههای موجود در ژانر رها میسازد. در این میان بازی درخشان بازیگران فیلم سطح آن را یک سروگردن نسبت به آثار مشابه بالاتر برده است که گل سرسبد آنها نه جولیا رابرتز افسانهای است و نه اوون ویلسون که بهزیبایی روی نقش نوشته و انگاری کاراکتر برای آن خلق شده است، بلکه بازیگر خردسال فیلم یعنی جیکوب ترمبلی در نقشآفرینی خود ستاره میشود. او را در فیلم The Room به یاد داریم که توانست قدرت بازیگریاش را اثبات کند و حالا درفیلم شگفتی واقعا تبدیل به بازیگر کوچک شگفتیساز میشود. گریم سنگینی که روی او نقش بسته (و همین گریم هم نامزد اسکار امسال بود) باعث شده که او بیشتر از چشمهایش بازی بگیرد و شبیه نسخه کوچیک شده تام هاردی به نظر بیاید که بازی با چشمانش به شهرت خاصی بین اهل سینما معروف است. شاید اگر سکانسهای مشترک بین او و اوون ویلسون در فیلم بیشتر بود، شاهد شگفتیهای بسیاری در زمینه بازیگری این پدر و پسر سینمایی بودیم چرا که تمامی صحنههای این دو نفر بهتر از سایر مدت زمان فیلم از آب در آمده و بیننده را میخکوب میکند. دیگر بازیگران خردسال فیلم با وجود اینکه همانند جیکوب ترمبلی نمیدرخشند ولی فضایی که باید را به خوبی در آوردهاند و شخصیت پردازی آنها در نوع خود منحصر به فرد است، آنها صرفا فقط کودکان یک دبستان نیستند و بعد و هویت دارند. این مساله سالهاست در بین کودکان حاضر در پرده نقرهای دیده نمیشود و وجود آن در فیلم شگفتی نشان از مهارت کارگردان پیرامون دنیای کودکان و فیلمهای آنها دارد (هرچند واقعا نمیتوان شگفتی را یک فیلم ژانر کودک و نوجوان نامید.)

نقد و بررسی فیلم شگفتی Wonder

دیالوگهای فیلمنامه برخلاف کلیت آن هوشمندانه نوشتهشدهاند و گاهی جملاتی بهیاد ماندنی در آنها شنیده میشود که تاثیر خودش را با بازی قوی بازیگران دوبرابر میگذارد.

داستان فیلم جزو نقاط ضعف آن به شمار میرود از این رو که حدودا قابل پیشبینی است و به خاطر فضای «حس خوب» فیلم به تماشاگر مشخص میکند که با فیلم غمانگیزی روبرو نیست. با اینکه فیلمنامه نویس هوشمندانه درباره بیماری آگی اطلاعات زیادی به مخاطب نمیدهد و او را تفهیم میکند که علت و معلول این معضل به هیچ وجه حرف حساب فیلم نیست اما در مواردی هم کمکاری کرده، مثلا فیلمنامه در برخی قسمتها بیش از حد به سمت درام کشیده میشود و وجود یک سری سکانسها صرفا به مثابه اشک تماشاگر را در آوردن است. البته اینکه این سکانسها عموما موفق به انجام این کار می شوند، خود دال بر قوی بودن آنها دارد ولیکن مخاطب هوشمند بعد از دیدن چندبار از این سکانسها، با وجود غصهای که به دلش راه میدهد از فضای اصلی فیلم و پیام ویژه آن یعنی امید کمی دور میشود. ضمن اینکه کلیت قصه فیلم در انتها حفرههایی هم از خود باقی میگذارد به ویژه حول شخصیت خواهر آگی که در اواسط فیلم به یک کاراکتر اصلی و بعد ناگهان فراموش میشود، موضوعی که بالانس و تناسب نوع روایت را برهم زده است و نشان از ضعف کارگردانی و فیلمنامهنویس در این بخش دارد.

نقد و بررسی فیلم شگفتی Wonder

بعد روانشناختی فیلم شگفتی باعث شده که این فیلم صرفا به یک اثر ملودرام خانوادگی تبدیل نشود و پارا فراتر از آن بگذارید، بیننده برای مشکل آگی گریه نمیکند و درسهایی که از جای جای فیلم میگیرد بیشتر از یک ماتم گرفتن ساده است. دیدن شگفتی به رغم ایراداتی که دارد برای اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر توصیه میشود چرا که میتواند صحبتهای خوبی را بعد از نمایشش در بین جمع راه بیندازد و تفکرات مثبتی را در این دنیای پر از افکار منفی از خود به جای بگذارد.

بخوانید: نقد و بررسی فیلم پروژه فلوریدا (Florida Project)

نوشته نقد فیلم «شگفتی» (Wonder): فراتر از یک فیلم درام خانوادگی اولین بار در فیلمجی پدیدار شد.

مهاجم مقبره (Tomb Raider) می‌توانست فرمول تکراری فیلم‌های اقتباسی از روی بازی را عوض کند

هالیوود چند سالیست که دنبال یک قهرمان زن میگردد تا بتواند آن را سمبل قهرمانان مونث در عالم سینمایش کند. شاید موفقترین نمونه این قهرمان زن پارسال در فیلم واندروومن (زن شگفتانگیز) رخ داد که توانست هم با فروش بالایش و هم جذب نظر مثبت منتقدین و مخاطبان، اسمی برای خود در کند و تبدیل به بت قهرمانان مونث در سینما شود. دیگر شخصیتهایی که تاکنون هالیوود روی آنها انگشت گذاشته بنا به دلایل مختلف نتوانستند آن موفقیتی را که باید و شاید کسب کنند و حالا بعد از بیش از ده سال، کمپانیها سراغ یکی از اولین قهرمانان زن در عالم سینمای اکشن رفتهاند: لارا کرافت. شخصی که خود برخاسته از یک سری بازی کامپیوتری با نام تامب راید (مهاجم مقبره) است و همه طرفدارانش متفق القول معتقدند که لارای داخل بازیها به مراتب از لارای سینمای هالیوود در سالهای آغازین قرن بیستویکم بهتر بوده. آنجلینا جولی در آن زمان با ایفاگری نقش لاراکرافت توانست اسم و رسمی برای خود بیافریند و تبدیل به یک سوپراستار شود به طوری که چهره خاص او در برخی از بازیهای بعدی تامب رایدر تاحدی مورد استفاده قرار گرفت ولی کم کم با گذر زمان لارا کرافتی که جولی به آن روح داده بود از یادها رفت.

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

خود استودیو سازنده بازی هم چند سالی بیخیال این شخصیت در عالم جهان صنعت گیم شد و در سال ۲۰۱۳ با بازسازی (به اصطلاح فنی باید گفت ریبوت) این فیلم دوباره این شخصیت را وارد کارزار بازیبازان کرد و این اثر با استقبال خوبی در زمان خود مواجه شد. حالا که سری بازیهای جدید تامب رایدر در اوج محبوبیت خود قرار دارد و نسخه جدید آن هم در شهریورماه سال جاری برای طرفداران عرضه خواهد شد، هالیوود فرصت را مغتنم شمرده و شخصیت لارا کرافت را بار دیگر با تیمی جدید بازآفرینی کرده است.

 نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

همانطور که احتمالا میدانید در عالم سینما قانون نانوشتهای وجود دارد مبنی بر اینکه اکثر سریالها و فیلمهای سینمایی اقتباسی از بازیهای کامپیوتری با شکست مواجه خواهند شد و نمیتوانند مورد مقبول طرفداران و منتقدان قرار بگیرند. شاید آخرین باری که یک فیلم خوب بر اساس یک بازی دیدیم را هیچ وقت به یاد نیاوریم چرا که تا به امروز چنین اثری ساخته نشده و جملگی این آثار در رده فیلمهای ضعیف قرار میگیرند که حتی در گیشه هم موفقیت چندانی به دست نمیآورند. اما آیا مهاجم مقبره جدید سینما توانسته این فرمول را با بازیگر اسکاریاش در نقش لارا کرافت یعنی آلیشیا ویکاندر(بازیگر سوئدی که انتخاب او به عنوان نقش لارا کرافت با اصالت انگیسی با مخالفتهایی همراه بود) را درهم بشکند؟ خیلیها این امید را داشتند ولی درواقع باید گفت که خیر، متاسفانه تامب رایدر هم به همین فرمول تکراری دچار شده است.

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

کارگردان نروژی تبار فیلم که اولین بار است در هالیوود پشت دوربین قرار گرفته، رور اوتاگ ، داستانی که برای فیلم انتخاب کرده یک پیادهسازی تقریبا موبهمو از بازی این سری در سال ۲۰۱۳ است. لارا کرافت دختر یک استاد دانشگاه و باستانشناس است که پدرش در دوران کودکی به یک سفر اکتشافی و کاری رفت و هیچگاه برنگشت. لارا حالا برخلاف خواسته پدرش و هوش و استعدادی که دارد، قید تحصیلات آکادمیک را زده و مشغول به سرگرمیهای دیگر است. او روزی به یک سری از اسناد و مدارک از پدرش دست پیدا میکند که بر اساس آنها مشخص میشود پدر او به جزیرهای دورافتاده در ژاپن رفته تا بتواند با پیدا کردن مقبرهای راز یکی از خداوندگاران باستانی این مردم را کشف کند. پدر در نواری ویدویی که از خودش به جا گذاشته از لارا میخواهد در صورت عدم بازگشت او تا چند سال بعد تمامی این مدارک را بسوزاند چرا که احتمالا راز جزیره سرخ هولناکتر از این مسایل است که دست آدمهای نابکار بیفتد. لارای سرکش اما نافرمانی میکند و با همراهی چندتن به جزیره میرود تا پدرش را بیابد غافل از اینکه نمیداند در این جزیره چه ماجراهایی در انتظار اوست.

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

فیلم مهاجم مقبره به دلیل وفاداری بودن بیش از حد به بازی سال ۲۰۱۳ برای بازیبازان چرخش داستانی چندان جدیدی ندارد و صرفا به تصویر در آمدن صحنههای داخل بازی به صورت یک فیلم لایواکشن را به ارمغان آورده است. این مساله به خودی خود چندان بد نیست ولی مشکل آنجاست که پیشینه لاراکرافت برخلاف بازی حدود یک سوم از فیلم را دربر میگیرد که همین موضوع آغاز فیلم را بسیار کند و حوصلهسربر میکند. در قسمت دوم فیلم که لارا وارد جزیره می شود هم مشکل از جای دیگری لنگ میخورد، لارا کرافت فیلم مانند یک کاراکتر در بازی کامپیوتری شده که با پریدن به اینور آنور و ژانگولربازی تبدیل به قهرمانی با تیرکمان میشود که در برابر لشکری مسلح ایستادگی میکند.

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

لارا کرافت در این صحنهها بیشتر شبیه یک ابرقهرمان میشود تا قهرمانی رئال و زمانی که موضوع نجات دنیا توسط او پیش میآید (امری که در بازی به هیچ وجه وجود نداشت) این کلیشه را نخ نماتر میکند. آلیشیا ویکندر در نقش بزنبهادر داستان توانسته به خوبی ایفاگری کند و بدنی ورزیده و آماده را برای این نقش مهیا کرده ولی پتانسیل قدرت بازیگری او در لابهلای صحنههای متعدد اکشن تاحد زیادی گم میشود. دیگر بازیگران فیلم اما همان یک مقدار پتانسیل را نیز نداشته و نقشآفرینی خود را تبدیل به فاجعه میکنند بهطوری که فکر میکنید اینافراد همان شخصیتهای داخل بازی با هوش مصنوعی هستند و نه انسانی با پوست و گوشت و خون!

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

مهاجم مقبره در بخش فنی با در نظر گرفتن استفاده بیش از حد از پرده سبز و جلوههای ویژه قابل قبول است اما در بخش فیلمنامه و کارگردانی درهم و آشفته است و این عدم تناسب ضربه بزرگی به آن زده. فیلمبرداری سکانسها قابل قبول است اما طراحی صحنه این سکانسها (به ویژه موقعیتهای داخل مقبره و…) به شدت قدیمی و تداعی کننده ایندیاناجونز سی چهل سال پیش است.

نقد و بررسی فیلم توم ریدر Tomb Raider مهاجم مقبره

توم ریدر یا همان مهاجم مقبره میتوانست در صورت تزریق کمی خلاقیت در خط داستانی و رئالتر کردن صحنههای اکشن و استفاده از بازیگران مناسبتر در نقشهای فرعی، تبدیل به اثری به مراتب بهتر شود ولی گویا تیم پشتصحنه به اسم و رسم و محبوبیت این شخصیت در بین بازیبازان اکتفا کرده و با زیاد کردن شعله اکشن فیلم ، این توهم را داشتهاند که از پس ماموریتشان برآمدهاند. فیلم مهاجم مقبره از این نظر که قهرمان زن زیبارو و خوشاندامش را با موضوعات جنسی به رخ نمیکشد و از آن به عنوان یک ابژه جنسی استفاده نمیکند، قابل احترام است ولی کاش این احترام در دیگر بخشهای فیلم نیز صورت میگرفت تا شاهد اثری درخور این کاراکتر و دنیای پر رمز و رازش باشیم.

بیشتر بخوانید: نقد و بررسی فیلم پروژه فلوریدا (The Florida Project)

نوشته مهاجم مقبره (Tomb Raider) می‌توانست فرمول تکراری فیلم‌های اقتباسی از روی بازی را عوض کند اولین بار در فیلمجی پدیدار شد.