بررسی Woman at War: فیلم موفق جشنواره کن امسال

پیدا کردن فیلمی خوب با موضوع مسائل مهم محیط‌زیستی و نمایش عدالت و درعین‌حال طنز، کار آسانی نیست؛ اما «زن در جنگ» Woman at War ساخته بندیکت ارلینگسون Benedikt Erlingsson ایسلندی دقیقاً همین ویژگی‌ها را دارد. این فیلم دنباله فیلم تقریباً بی‌نقص «اسب‌ها و آدم‌ها» Of Horses and Men، در مورد یک فعال محیط‌زیست آرام است که قصد از کار انداختن صنایع سنگین، یکی پس از دیگری را دارد. مفسران فیلم برای پیدا کردن ژانر مناسب این فیلم دچار مشکل خواهند بود: کمدی، موزیکال، درام اجتماعی، فیلمی با موضوع سیاسی؟ کدام است. این فیلم درون همه این ژانرها قرار می‌گیرد، به‌جز مورد آخر. چراکه فیلم‌هایی با موضوعات جدی سیاسی، معمولاً فیلم‌های تک‌بعدی هستند که باعث کوتاه شدن دیالوگ‌ها می‌شود، درحالی‌که «زن در جنگ» بر عمق انسانیت تمرکز می‌کند و موضوعاتی حیاتی را در بستر آن روایت می‌کند. این فیلم با درخشش خوب خود در جشنواره کن امسال، احتمالاً یکی از فیلم‌های پرفروش امسال خواهد بود.«اسب‌ها و آدم‌ها» طوری به زیبایی با شیوه معمول روایت داستان بازی کرده است که پس از ۵ سال، هنوز هم بیننده را به وجد می‌آورد. فیلم دوم ارلینگسون داستان ساده‌تری را روایت می‌کند، بااین‌حال، او در این فیلم نیز از ویژگی‌های بصری غیرمنتظره‌ای، در قالب سه موزیسین (دیوید پر جانسون David Por Jonsson، مگنوس تریواسان الساسن Magnus Trygvason Eliasen، اومار گوجانسون Omar Guojonsson) و سه خواننده اوکراینی (ایرینا دنیلکو Iryna Danyleiko، گالینا گونچارنکو Galyna Goncharenko و سوزانا کارپنکو Susanna Karpenko) استفاده کرده است که در لحظه‌های کلیدی فیلم، به‌عنوان راویان موزیکال فیلم حضور دارند. حضور آن‌ها، دیوار بین مخاطب و شخصیت‌ها را به‌گونه‌ای برداشته‌ است. این احترام به شخصیت‌ها و مخاطبان، تنها یکی از نکات مثبت این فیلم تماشاچی‌پسند است.
هالا Halla (با بازی هالدورا گیرهاروسدوتیر Halldora Geirhardosdottir) در شهر کوچک خود، رهبر کر ۴۹ ساله محبوبی است که با لبخند گرمش در دل همه‌جا باز می‌کند. در بیرون از شهر، مانند لقبی که خبرنگارها به او داده‌اند، «زن کوه» است. فردی ناشناس که با تیر و کمان یکی‌یکی تیرهای برق را، در اعتراض به صنایع سنگین، به زمین می‌اندازد. تنها کسی که از هویت او خبر دارد، بالدوین Baldvin (جورندور راگنارسون Jorundur Ragnarsson)، یکی از اعضای گروه کر و کارمند وزارتخانه است که در به دست آوردن اطلاعات به هالا کمک می‌کند، اما حالا که این اتفاقات باعث عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران چینی در ایسلند شده است، بالدوین نگران واکنش شدید دولت به این موضوع، است.
در این حین، نامه‌ای به دست هالا می‌رسد که در آن با درخواست هالا برای به سرپرستی گرفتن یک کودک اوکراینی، موافقت شده است. با این‌که زمان مناسبی برای خوشحالی کردن نیست، اما او از فکر این‌که به رؤیایی خود، یعنی مادر شدن، می‌رسد، بسیار خوشحال است. خواهر دوقلوی همسان او آسا Asa (با بازی خود گیرهاروسدوتیر) که قرار است برای دو سال به معبدی در هند برود،‌ برای خواهرش بسیار خوشحال است. قرار دادن این دو شخصیت متفاوت در کنار هم یکی از راه‌های جذاب کردن داستان است، بااین‌حال رابطه آن‌ها با روابط معمول دوقلوها در فیلم‌ها، متفاوت است. این دونیمه متفاوت، مکمل یکدیگرند: هردو ایدئال‌گرا هستند، هالا به دنبال راهی برای نجات دنیاست و آنا به دنبال رسیدن به آرامش و سعادت درونی.
عد از این‌که هالا بروشورهای دفاع از محیط‌زیست را در شهر پخش می‌کند، دولت به دنبال راهی برای همسو کردن نظر مردم با سیاست‌های خودش می‌گردد و درحالی‌که با جدیت به دنبال او می‌گردد، از رسانه‌ها نیز برای اعلام هویت او و کاری که انجام داد، استفاده می‌کند. در صحنه‌ای جالب، هالا در حال راه رفتن در خیابان است و همان‌طور که از کنار خانه‌ها می‌گذرد، صفحه تلویزیون آن‌ها را می‌بیند. موسیقی‌ای پخش می‌شود و هالا همان‌طور که قدم‌هایش را تندتر می‌کند برای انجام قدم نهایی، قبل از رفتن به اکراین و دیدن دخترش، مصمم‌تر می‌شود. دامداری به نام اسوینبورن Sveinbjorn (جوهان سیگورورسون Johann Siguroarson)، یک شخصیت تیپیکال و ایسلندی است که به دستگیر نشدن هالا کمک می‌کند کسی که شخصیت خشن بیرونی‌اش از روراستی و احساست درونی‌اش چیزی نکاسته است.
«زن در جنگ» به نظر موضوع ساده‌ای دارد: کار درست را انجام دادن، حس همبستگی برای حفظ موضوعات مهم و موضع قاطع زنی در برابر صنایع قدرتمند. نبوغ ارلینگسون در کنار هم قرار دادن این موضوعات زیبا، به همراه هوشی زیرکانه است، این موضوع باعث شده این فیلم به داستان قهرمانانه زنی عادی تبدیل شود که خود مانند قهرمان‌هایی که برای خود دارد، نلسون ماندلا و ماهاتما گاندی، عمل می‌کند. داستان فرعی فیلم، ماجرای تلاش او برای به سرپرستی گرفتن یک کودک، مهم‌ترین عنصر فیلم است که نقش او را در قالب یک مادر و یک مراقب نشان می‌دهد، قدم‌به‌قدم، شروع از یک شهر کوچک و سرپرستی یک فرزند کوچک تا به ثمر رساندن هدف خود.بازی جذاب گیرهاروسدوتیر، به شخصیت هالا روح داده است، زنی عادی، با صمیمت و قاطعیتِ رابین‌هود. خوآن کامیلو رومان استرادا Juan Camillo Roman Estrada بعد از بازی موفقیت در «اسب‌ها و آدم‌ها» این بار اینجا در نقش یک توریست اسپانیایی‌زبان بازی می‌کند که پلیس به دلیل خارجی بودنش، به دست داشتنِ او در ماجرای خراب‌کاری‌های اطراف شهر، مشکوک می‌شود. هر سه موزیسین، با نواختن پیانو، آکاردیون، ترومپت، توبا و پرکاشن، با حضور خود در هر صحنه، بدون ایجاد اختلالی در داستان، تضاد جالبی را به وجود آورده‌اند که به فیلم زیبایی خاصی داده است. سه خواننده اکراینی هم با نواهای متفاوت خود، حس همبستگی جهانی، به فیلم داده‌اند.
برگستین بورگولفسون Bergsteinn Bjorgulfsson مانند فیلم قبلی ارلینگسون، در این اثر نیز از مناظر خیره‌کننده ایسلند، نورپردازی‌های زیبا و هیجان ناشناخته‌ها، استفاده کرده است، تماشای منظره در آغوش گرفتن اسوینبورن و هالا، از نمای بالا در مزرعه، حس آرامش به مخاطب منتقل می‌کند. هنگامی‌که هالا صورتش را در بین گل‌ها می‌برد، ما هم همراه با او طبیعت را احساس می‌کنیم. طراحی صدای فیلم نیز فوق‌العاده است.
منتظر آمدن فیلم می‌مانیم تا ببینیم آیا منتقد ورایتی در مورد فیلم نظر درستی داشته یا نه!

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.